سيد علي اكبر قرشي
178
قاموس قرآن ( فارسي )
تندى به آن رسيده و ميوه اش را دو برابر داده است . وابل سه بار در قرآن مجيد ذكر شده است : بقره آيه 264 و 265 . و بال : * ( ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ ) * حشر : 15 . * ( أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِه ) * مائده : 95 . يا برابر طعام مساكين روزه بگيرد تا سزاى كارش را بچشد . و بال چنان كه در « وبل » گذشت بمعنى شدّت و ثقل است و آن عبارت است از عذاب و نتيجهء زشت معصيت ، كه بر انسان سنگين و سخت است . * ( فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناه أَخْذاً وَبِيلًا ) * مزمّل : 16 . فرعون برسول نافرمانى كرد او را مؤاخذه نموديم مؤاخذهء سخت . وتد : ميخ . جمع آن اوتاد است . * ( أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهاداً . وَالْجِبالَ أَوْتاداً ) * نباء : 6 و 7 . آيا زمين را براى زندگى آماده نكرديم ؟ آيا كوهها را ميخهائى براى زمين قرار نداديم ؟ رجوع شود به « جبل » فصل « كوهها ميخ زميناند » . * ( كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الأَوْتادِ ) * ص : 12 . كلمهء * ( ذُو الأَوْتادِ ) * در سورهء فجر آيهء 10 نيز در وصف فرعون آمده است گويند : او چون ميخواست كسى را شكنجه دهد او را به چهار ميخ ميكشيد و سبب تسميهء ذو الاوتاد همين است ولى ظاهرا مراد از آن لشكريان و ساز و برگ آنها و وسائل حكومت است كه همچون ميخها پادشاهى و حكومت او را محكم كرده بودند شاعر گويد : و لقد غنوا فيها بانعم عيشة فى ظلّ ملك ثابت الاوتاد در آن شهر با گواراترين زندگى بىنياز بودند در سايهء حكومتى كه پايه هايش محكم بود . وتر : فرد . مقابل شفع و زوج * ( وَالْفَجْرِ . وَلَيالٍ عَشْرٍ . وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ) * فجر : 1 - 3 . قسم به فجر و شبهاى ده گانه و قسم بجفت و طاق . « وتر » در آيه بفتح واو و كسر آن خوانده شده و هر دو بيك معنى است . در مجمع فرمود : اصل آن بمعنى قطع است فرد را از آن وتر گويند