سيد علي اكبر قرشي

155

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا ) * مريم : 25 . تنهء نخل را تكان ده خرماى تازه بسوى تو ميافكند . راغب آن را تكان شديد گفته . اهتزاز : تكان خوردن . * ( فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ ) * حج : 5 . چون باران را بر زمين نازل كنيم تكان مىخورد و بالا ميآيد . * ( وَأَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً ) * نمل : 10 . و اينكه عصايت را بيانداز و چون انداخت ، ديد عصا حركت مىكند گوئى مارى است موسى از آن رو بفرار گذاشت . هزل : * ( إِنَّه لَقَوْلٌ فَصْلٌ . وَما هُوَ بِالْهَزْلِ ) * طارق : 13 و 14 . هزل بمعنى لاغر شدن است راغب گويد : هزل هر كلام بىفايده است . تشبيه شده به لاغرى . طبرسى آن را لعب گفته است يعنى : اين قرآن كلامى قاطع است و شوخى نيست . در نهج البلاغه خطبهء 189 در وصف دنيا فرموده : « جدّها هزل » جدّى آن شوخى است . اين لفظ فقط يك بار در كلام الله آمده است . هزم : شكست دادن . * ( فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ الله وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ ) * بقره : 251 . آنها را به يارى خدا شكست دادند و داود جالوت را كشت . راغب گويد : اصل آن فشردن چيزى است تا بشكند مانند فشردن خيك خشك * ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ) * قمر : 45 . به زودى آن جمع شكست خورده و فرار خواهند كرد . * ( جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الأَحْزابِ ) * ص : 11 . « ما » براى تقليل است * ( « هُنالِكَ » ) * اشاره به مكان بعيد است شايد مراد از آن « بدر » باشد كه از مكَّه به آنجا اشاره شده است . كه كفّار مكَّه در آنجا شكست خوردند يعنى . اينها لشكرى كم و شكست خورده‌اند در آنجا ، و از احزابى هستند كه در گذشته بر عليه پيامبران دسته بندى كردند . هش : * ( قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَأَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي ) * طه : 18 . هشّ يعنى تكان برگ درختان تا بريزند . راغب گويد : آن قريب است به هزّ در تحريك چيزى . و بر چيز نرم واقع