سيد علي اكبر قرشي

150

قاموس قرآن ( فارسي )

آن مخصوص بيت اللَّه الحرام و قربانى حجّ است . و غير آن اضحيّه ناميده مىشود به نظر ميآيد علَّت اين تسميه آنست كه قربانى احترام و اكرامى است نسبت به كعبه كه در هدى و هدايت معناى اكرام و لطف هست و يا به جهت آنست كه به كعبه و حرم سوق داده مىشود مثل « هدى العروس الى بعلها » كه بمعنى بردن و سوق دادن عروس به شوهرش است . * ( وَلا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّه ) * بقره : 196 . سرهاى خويش را نتراشيد تا قربانى بمحلَّش برسد هدى مجموعا هفت بار در قرآن مجيد آمده و همه راجع بقربانى حجّ و عمره است . واحد آن هديه است مثل تمر و تمره و جمع آن هدى بر وزن فعيل است چنان كه در مجمع گفته است . هديه : هديّه را چنان كه از مفردات بدست ميآيد از آن هديّه گويند كه لطف و مرحمتى است از بعضى ببعضى * ( وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ) * نمل : 35 . من تحفه‌اى به آنها خواهم فرستاد تا به بينم فرستادگان با چه بر ميگردند . هرب : ( بفتح ه - ر ) فرار كردن گويند « هرب هربا : فرّ » . * ( وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ الله فِي الأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَه هَرَباً ) * جنّ : 12 . ما دانستيم كه هرگز خدا را در زمين عاجز نتوانيم نمود و نيز با فرار كردن او را عاجز نتوانيم كرد كه او هر جا باشيم ما را درك مىكند ، اين لفظ فقط يك بار در قرآن آمده است . هاروت : * ( وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ ) * بقره : 102 . در باره اين اسم در « ماروت - مرء » بررسى شده است . و يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است . هرع : * ( وَجاءَه قَوْمُه يُهْرَعُونَ إِلَيْه وَمِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ ) * هود : 78 . راغب گويد : هرع و اهراع يعنى سوق بشدت و ترساندن در مجمع و صحاح گويد : اهراع بمعنى اسراع و شتاب است . يعنى : قوم لوط در حالى كه ميشتافتند بسوى او آمدند ( گوئى شهوت و نفس امّاره آنها را