سيد علي اكبر قرشي

138

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً ) * فرقان : 23 . آيه راجع بحبط اعمال كفّار در آخرت است يعنى : ميائيم به آنچه كرده‌اند و آن را غبار پراكنده گردانيم نظير * ( أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِه الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ ) * ابراهيم : 18 . اين لفظ دو بار بيشتر در كلام اللَّه نيامده است . هجد * ( وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِه نافِلَةً لَكَ ) * اسراء : 79 . هجود . بمعنى خواب و هاجد بمعنى خفته است « هجّدته فتهجّد » يعنى خواب او را از بين بردم بعبارت ديگر بيدارش كردم پس بيدار شد مثل مرّضته يعنى مرضش را از بين بردم ، متهجّد كسى است كه در شب نماز ميخواند ( راغب ) . يعنى : مقدارى از شب را با خواندن قرآن بيدار باش مثل * ( يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ . ) * * ( قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ) * مزمل : 1 و 2 . آيه ترغيب به نماز شب است و تفصيل آن در « نفل » گذشت . اين كلمه فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است در اقرب الموارد نقل شده « تهجّد القوم : استيقظوا للصلاة او غيرها » . هجر راغب گويد : هجر و هجران آنست كه انسان از ديگرى جدا شود خواه با بدن يا با زبان يا با قلب . در لغت آمده : « هجر الشّىء : تركه و اعرض عنه » . طبرسى آن را قطع مواصلت گفته است . * ( وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا ) * مريم : 46 . مدّتى دراز از من دور شو . * ( وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ) * مدثّر : 5 . از تزلزل بدور باش * ( فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ ) * نساء : 34 . زنان را موعظه كنيد و در خوابگاهها از آنها جدا شويد . * ( مُسْتَكْبِرِينَ بِه سامِراً تَهْجُرُونَ مؤمنون : 67 . هجر ( بر وزن قفل ) بمعنى هذيان است « هجر فى نومه و مرضه هجرا : خلط و هذى » راغب گويد : « أهجر فلان » يعنى از روى قصد هذيان گفت و « هجر المريض » يعنى مريض از روى عدم قصد هذيان گفت . معنى آيه چنين مىشود : در باره قرآن تكبّر ميكرديد و شبانه در باره قرآن تكبّر ميكرديد و شبانه در باره آن هذيان و پريشان ميگفتيد . بعضى آن را كنار شدن و عدم انقياد گفته‌اند .