سيد علي اكبر قرشي
108
قاموس قرآن ( فارسي )
اطلاق مىشود . در صحاح گفته : « النّكاح : الوطء و قد يكون للعقد » در قاموس گويد : « النّكاح الوطى و العقد له » به نظر نگارنده قول راغب اصحّ است مگر آنكه بگوئيم : نكاح در جماع و عقد هر دو مجاز است و معناى اصلى آن مخالطه و يا انضمام و نظير آنست چنان كه در مصباح المنير آمده است . ناگفته نماند : تمام موارد آن در قرآن مجيد بمعنى تزويج و ازدواج است مگر * ( الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً ) * نور : 3 . كه شايد بمعنى جماع باشد و تحقيق خواهد شد . اينك بعضى از آيات . * ( وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ . . . ) * نساء : 22 . زنانى را كه پدرانتان تزويج كرده تزويج نكنيد ( نامادريها ) . * ( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَه ) * بقره : 230 . اگر ( بار سوّم ) زنرا طلاق دهد ديگر بر او حلال نميشود تا زن با ديگرى ازدواج كند . در آيه اوّل نسبت نكاح بمرد و در آيه دوم بزن داده شده است . انكاح : از باب افعال تزويج كردن زنى است به مردى و بالعكس * ( وَأَنْكِحُوا الأَيامى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَإِمائِكُمْ ) * نور : 32 . بىشوهران را به شوهر دهيد و بى - همسران را همسر بگيريد و اين را در باره غلامان شايسته و كنيزان نيز انجام دهيد . * ( وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَه ) * بقره : 235 . عقده بمعنى گره است گوئى بوسيله نكاح ، زن و شوهر بهم بسته و گره زده ميشوند ظاهرا نكاح بيان « عقده » است يعنى در عده وفات به عقد نكاح تصميم نگيريد و اجرا نكنيد تا عده وفات سر آيد . * ( الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * نور : 3 . راجع به اين آيه در « زنا » صحبت كردهايم در البيان اختيار كرده كه مراد از نكاح در آيه جماع است يعنى : مرد زانى زنا نميكند مگر با زن زنا كار