سيد علي اكبر قرشي

96

قاموس قرآن ( فارسي )

را كشتند ، بنى عباس پانصد سال اولاد فاطمه را كشتند ، زير ديوارها گذاشتند ، قتل عام كردند ، با وجود همهء اينها از يك محقّق و دانشمند عاليمقام شنيدم كه در قرن هشتم سادات و فرزندان زهرا را سرشمارى كردند به بيست هزار رسيدند و در زمان سلطان سليم عثمانى شمارهء آنها به نوزده ميليون رسيد آيا اين معجزه نيست * ( إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ) * . كدح : * ( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه ) * انشقاق : 6 . راغب كدح را سعى توأم با رنج گفته است در نهج البلاغه خطبهء 127 فرموده : « و ربّ كادح خاسر » اى بسا رنجبر كه زيانكار است منظور كسى است كه فقط براى دنيا تلاش مىكند . ضمير « ملاقيه » راجع است به « ربّك » گفته‌اند تعدّى با « الى » ميفهماند كه معناى سير به كدح تضمين شده يعنى اى انسان تو توأم با تلاش و رنج بسوى پروردگارت روانى و او را ملاقات خواهى كرد پس از آن آمده * ( « فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه . . . » ) * پس انسان اعمّ از نيكوكار و بدكار با يك زندگى پر تلاش و رنج بسوى خدايش روان است و عاقبت براحتى يا عذاب خواهد رسيد . اين كلمه دو بار بيشتر در قرآن نيامده است . كدر : كدر و كدارت بمعنى تيرگى است * ( إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ . وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ) * تكوير : 1 و 2 . آنگاه كه آفتاب پيچيده و خاموش شود و آنگاه كه نجوم تيره گردند اگر مراد از نجوم سيّارات منظومهء شمسى باشد پيداست كه با خاموشى خورشيد تيره و ظلمانى و بىنور خواهند شد و اگر منظور ستارگان ديگر باشد آنها هم سرنوشتى مثل خورشيد دارند كه بتدريج سوختشان تمام شده و منكدر خواهند گرديد . ممكن است مراد از انكدار تناثر و پراكندگى باشد در لغت آمده : « انكدر النّجوم : تناثرت » آنوقت نظير آيهء * ( وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ ) * انفطار :