سيد علي اكبر قرشي
71
قاموس قرآن ( فارسي )
گوئيم : « مثلك لا يبخل » يعنى تو حتما بخل نميكنى . معانى ديگر كاف را در كتب لغت ببينيد . كأس : راغب ميگويد : كأس ظرف است با شراب « الاناء بما فيه من الشّراب » و در ظرف تنها و شراب تنها نيز به كار رود طبرسى نيز ذيل آيهء * ( يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ ) * صافات : 45 . ظرف توأم با شراب گفته و از اخفش نقل كرده : مراد از هر كأس در قرآن خمر است ( خمر بهشتى ) . در صحاح از ابن اعرابى نقل شده : ظرف را كأس نگويند مگر اينكه در آن شراب باشد . اين لفظ شش بار در قرآن مجيد آمده است و مراد از آن كاسه هاى پر از شراب بهشتى است * ( إِنَّ الأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً ) * انسان : 5 . نيكوكاران از كاسهاى يا از شرابى ميخورند كه آميختهء آن كافور بخصوصى است . كَأَيِّن : بسى . اين لفظ اسمى است مركَّب از كاف تشبيه و اىّ منوّن و مانند « كم » است و اغلب افادهء كثرت مىكند ( اقرب ) و هفت بار در قرآن آمده و همه مفيد كثرتاند * ( وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَه رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ ) * آل عمران : 146 . بسى پيغمبر كه بهمراهى او بسيارى از مردان خدا جنگيدهاند . كبب : كبّ ( بر وزن فلس ) به رو در انداختن است بقول راغب « اسقاط الشّىء على وجهه » * ( وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ ) * نمل : 90 . در الميزان فرموده : نسبت كبّ بر وجوه مجاز عقلى است منظور اينست كه بر رو در آتش انداخته شوند . * ( أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ملك : 22 . اكباب لازم و متعدّى هر دو آمده است گويند : « اكبّ على الدّرس » يعنى رو كرد بدرس و بدان ملازم شد . * ( « مُكِبًّا عَلى وَجْهِه » ) * كسى است كه سر به زير انداخته جلو و چپ و راست خويش را نمىبيند . يعنى :