سيد علي اكبر قرشي
4
قاموس قرآن ( فارسي )
در اين گونه آيات اگر قول راغب را پذيرفتيم هيچ و گرنه بايد لفظ « اهل » مقدّر شود ولى در آياتى نظير * ( وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِه الْقَرْيَةَ ) * بقره : 58 . و غيره مسلما شهر و آبادى مراد است . 2 - قريه از قرى بمعنى جمع كردن است پس قريه موضعى است كه خانه ها را جمع كرده يا مردم را اعمّ از آنكه ده باشد يا شهر . و نميشود گفت : معناى قريه فقط ده است . در قاموس آمده : « القرية : المصر الجامع » در اقرب الموارد گويد « القرية : المصر الجامع . . . و تقع على المدينة و غيرها » حتى بلانهء مورچگان قرية النمل گويند على هذا بايد با قرينه فهميد كه آيا مراد شهر است يا ده . در المنار ذيل آيهء 58 بقره گويد مراد از قريه شهر است . . . ماده اش دلالت بر اجتماع دارد ، بر امّت نيز اطلاق شده . سپس بطور غلبه در بلاد صغيره به كار رفته ولى در اين آيه بلاد صغيره درست نيست زيرا عيش رغد در بلاد بزرگ ميسّر است . 3 - لفظ قريه و جمع آن قرى در قرآن اغلب در موارد ذمّ به كار رفته در آباديهائيكه اهل ايمان نبوده و در جهالت زندگى ميكردهاند مثل * ( وَكَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً ) * انبياء : 11 . * ( فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها ) * حجّ : 45 . و غيره از اين مىشود بدست آورد كه مراد از قريه فقط محل اجتماع مردم يا خانه هاست و غير از اجتماع معناى ديگرى در نظر نيست ايضا و در شهرهائيكه به صورت اجتماع و تعاون و همكارى زندگى ميكردهاند به كار رفته مثل * ( وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِه الْقَرْيَةَ وَكُلُوا مِنْها ) * اعراف : 161 . و مثل * ( وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها ) * يوسف : 82 . كه مراد پايتخت مصر قديم است . لفظ مدينه نيز مثل قريه در جاهائى كه كفر و جهالت حكومت ميكرده به كار رفته است مثل * ( وَكانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ ) * نمل : 48 . كه مراد شهر شعيب است و مثل * ( وَجاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ) * حجر : 67 .