سيد علي اكبر قرشي
39
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( بِالآياتِ » ) * آنست كه خدا آنها را نخواهد فرستاد نه اينكه ميفرستد ولى عذابش روى عللى بتأخير ميافتد رجوع شود بالميزان . به نظر ميايد : علت نفرستادن آيات اقتراحى فقط بىفائده بودن است زيرا كه خدا ميدانست در آنصورت نيز ايمان نخواهند آورد نه اينكه در صورت عدم قبول استيصال خواهند شد ظهور آيه در بىفايده بودن است و استيصال امم گذشته بيشتر يا همه در اثر عناد و انكار معجزهاى بود كه خدا بدون اقتراح مردم بپيامبران داده بود . در بارهء شقّ القمر مىشود گفت : كه كفّار از آنحضرت نخواستهاند بلكه مثل قرآن و عصاى موسى براى اثبات نبوت آنحضرت واقع شده است . و اللَّه العالم . قميص : پيراهن . * ( وَجاؤُ عَلى قَمِيصِه بِدَمٍ كَذِبٍ ) * يوسف : 18 . روى پيراهن او خون دروغى آوردند « كذب » بمعنى مكذوب فيه است يعنى خون ديگرى بود بدروغ ميگفتند : خون يوسف است اين كلمه شش بار در قرآن مجيد آمده و همه در بارهء پيراهن يوسف عليه السّلام است . قمطرير : شديد در شرّ . « اقمطَّر اليوم : اشتدّ » اصل آن بمعنى جمع شدن و جمع كردن است « قمطر الشّىء » يعنى شىء جمع شد يا آن را جمع كرد پس يوم قمطرير روزى است كه شرّها در آن رويهم انباشته شده * ( إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً ) * انسان : 10 . رجوع شود به « عبس » . اين لفظ فقط يك بار در قرآن آمده است . قمع : * ( وَلَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ) * حجّ : 21 . مقامع جمع مقمعة بمعنى گرز است اصل آن بمعنى ردع و دفع است ، زيرا دشمن با آن دفع مىشود يعنى براى اهل آتش گرزهائى است از آهن . در نهج البلاغه خطبهء 159 در وصف رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده : « و قمع به البدع المدخولة » خدا بوسيلهء آنحضرت بدعتهاى وارده