سيد علي اكبر قرشي

38

قاموس قرآن ( فارسي )

فرستادن نيز ايمان نمياوردند در اين صورت يا معجزه بىاثر و لغو ميشد و يا خدا منكران را از بين مىبرد حال آنكه خدا خواسته در مهلت باشند شايد ايمان بياورند . * ( وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَما نُرْسِلُ بِالآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً ) * اسراء : 59 . ظهور آيه در آنست كه خدا آنچه كفار از معجزه بخواهند نخواهد فرستاد زيرا در صورت فرستادن ايمان نخواهند آورد و نتيجه يكى از دو وجه بالا خواهد بود در بارهء * ( « وَما نُرْسِلُ بِالآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً » ) * الميزان بعيد نميداند كه مراد آن باشد : آياتى را كه در عهد رسول خدا ميفرستيم براى تخويف و انذار است نه براى استيصال . در آيات 90 ببعد همين سوره مقدارى از اقتراح مشركين نقل شده كه گفتند : اگر ميخواهى ايمان بياوريم بايد چشمه‌اى حفر كنى يا باغى از انگور و خرما داشته باشى يا آسمان را تكَّه تكَّه بر ما فرود آورى يا خدا و ملائكه را با ما رو برو كنى يا اطاقى پر از طلا داشته باشى يا به آسمان رفته كتابى آماده نازل كنى در جواب همهء اينها فرموده : * ( قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا ) * اسراء : 93 . و آنها را كه خواسته بودند نياورده با آنكه جز آوردن خدا ( نعوذ باللَّه ) همه ممكن بود . الميزان كه معتقد بشقّ القمر است در بارهء رفع اين اشكال توضيح مفصلى دارد و آنطور كه نگارنده مىفهمم ميگويد : بموجب * ( وَما كانَ الله لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ . . . ) * انفال : 33 . ميبايست تا آنحضرت در ميان آنان بود عذاب نازل نشود ولى مانعى نبود كه آنها معجزهء شق القمر را بخواهند و آن واقع شود ولى عذاب تا خارج شدن آنحضرت نيايد چنان كه بعد از هجرت آنحضرت در « بدر » عذاب نازل شد و مقتول شدند اگر مقصود آن باشد كه گفتيم ، در اين صورت مطلب تمام نيست زيرا ظهور * ( « وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ ) *