سيد علي اكبر قرشي
30
قاموس قرآن ( فارسي )
مجاز دانسته و در ذيل آيهء * ( وَلكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ) * گفته : اين از جملهء شواهدى است كه مراد از قلب ، انسان بمعنى نفس و روح است ، چون تفكَّر ، تعقّل ، حبّ ، بغض ، خوف و امثال آن را گرچه ممكن است كسى بقلب نسبت دهد به اعتقاد آنكه عضو مدرك در بدن همان قلب است چنان كه عوام عقيده دارند . . . ولى كسب و اكتساب جز به انسان نسبت داده نميشود . ولى بعيد است اين همه قلب و قلوب ، صدر و صدور ، نفس و نفوس فؤاد و افئدة و الباب را كه در قرآن آمده حمل بر نفس مدركه و روح بكنيم و نيز بعيد است كه بگوئيم در آيهء * ( تَعْمَى الْقُلُوبُ ) * روح مجازا قلب خوانده شده و ظرف بودن صدور نيز مجاز است و نسبت تعقّل بقلب با آنكه مال نفس است باز مجاز مىباشد . ايضا بايد همهء صدر ، صدور ، فؤاد ، افئده و غيره را مجاز بدانيم . به نظر اينجانب مراد از نفس و نفوس در بسيارى از آيات باطن و درون انسان است كه با قلب و صدر نيز ميسازد . و اللَّه العالم . قلد : ( بر وزن فلس ) تابيدن . « قلد الحبل : فتله » يعنى ريسمان را تابيد ، قليد و مقلود بمعنى تابيده است . قلادة بكسر قاف تابيده ايست كه به گردن بندند از ريسمان باشد يا نقره يا چيز ديگر . * ( لا تُحِلُّوا شَعائِرَ الله وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلائِدَ . . . ) * مائده : 2 . قلائد جمع قلادة و آن مثل لنگهء كفش و غيره است كه به گردن قربانى مىبندند تا معلوم شود قربانى است و كسى متعرّض آن نشود مراد از قلائد در آيه قربانيهاى طوقدار است . يعنى : بعبادتها و علائم خداوند و به ماه حرام و بقربانيها و قربانيهاى طوق دار بىاحترامى نكنيد و مزاحمت ننمائيد . مقاليد * ( الله خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ . لَه مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * زمر : 62 و 63 . * ( لَه مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ ) *