سيد علي اكبر قرشي
114
قاموس قرآن ( فارسي )
پرهيزكاران نجات هست . . . و نار پستانهاى همسن مال آنهاست . كعبين * ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ) * مائده : 6 . * ( « أَرْجُلَكُمْ » ) * هم با كسر و هم با فتح خوانده شده ولى شهرت در فتح است ، آن در صورت فتح عطف است بمحلّ « رؤوسكم » كه مفتوح است زيرا مفعول * ( « وَامْسَحُوا » ) * است و در صورت كسر عطف است بر لفظ « رؤوسكم » و در هر دو حال وجوب مسح پاها را مىرساند ، ناشيانه است كه بگوئيم در صورت فتح عطف است به * ( « أَيْدِيَكُمْ » ) * و وجوب غسل پا را مىرساند . زيرا لفظ * ( « وَامْسَحُوا » ) * مانع از آنست كه عطف به مفعول * ( « فَاغْسِلُوا » ) * باشد رجوع شود به « رفق - مرفق » . امّا كعبين كه مفردش كعب است آيا مراد از آن مفصل پا است يا برجستگى استخوان روى پا يعنى قوزك پا ؟ طبرسى فرموده : كعبين نزد اماميّه عبارتند از دو استخوان روى پا ( قوزك ) ولى جمهور مفسران و فقهاء گفتهاند مراد دو استخوان ساقها است يعنى دو قوزك ساقها كه در انتهاى استخوان ساق و در مفصل ساق و پا هستند . نگارنده گويد : على هذا در هر پا دو كعب هست در مجمع فرموده : اماميّه در ردّ اين سخن گفتهاند : اگر مراد دو قوزك انتهاى ساق باشد لازم بود « الى الكعاب » آيد زيرا مسح به چهار كعب است . به نظر نگارنده : تثنيه آمدن كعبين براى آنست كه بفهماند در هر پا يك كعب وجود دارد دربارهء دستها كه « المرافق » آمده روشن است كه نسبت بعموم مردم است و گرنه معلوم است كه هر شخص دو مرفق دارد و اگر « الى الكعاب » گفته ميشد بيشتر احتمال ميرفت كه در هر پا دو قوزك مراد است . ناگفته نماند از مجمع نقل شد كه در نزد اماميّه كعب قوزك پاست در مستمسك عروه فرموده : شيخ در تهذيب بر آن ادعاى اجماع كرده ، از معتبر نقل شده كه آن مذهب اهل