سيد علي اكبر قرشي

71

قاموس قرآن ( فارسي )

مستعان : اسم مفعول است ، يارى جسته شده * ( فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَالله الْمُسْتَعانُ ) * يوسف : 18 . عَوان : * ( إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَلا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ . . . ) * بقره : 68 . عوان متوسط ميان پيرى و جوانى است بپير زن و جنگيكه مكرّر شده بطور استعاره عوان گويند ( مفردات ) قول مجمع نيز قريب بقول راغب است . عيب : نقص . آنچه از خلقت و وضع اصلى كم يا زياد است . * ( فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها ) * كهف : 79 . خواستم آن را معيوب كنم . آن همان خرق و سوراخ كردن كشتى بود كه بوسيلهء آن عالم انجام شد . اين لفظ تنها يك بار در قرآن مجيد آمده است . عير : كاروان . * ( وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ) * يوسف : 94 . راغب گويد : عير بگروهى گفته مىشود كه بارهاى طعام دارند و آن اسم مردان و شتران حامل طعام است هر چند گاهى در يكى هم استعمال مىشود . نگارنده گويد : در آيهء فوق در مطلق كاروان اعم از مردان و شتران به كار رفته و در آيهء * ( أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ) * يوسف : 70 . در مردان كاروان ، زيرا سرقت در اشخاص صادق است نه در شتران يعنى اى كاروانيان شما دزدانيد و در آيهء * ( وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَالْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها ) * يوسف : 82 . مراد شتران است و « اهل » هم در قريه و هم در العير مستتر است يعنى از اهل شهرى كه در آن بوديم و از اهل كاروان كه در آن آمديم بپرس . « العير » فقط سه بار در قرآن مجيد آمده است كه گفته شد . عيسى : على نبيّنا و آله و عليه السّلام . از انبياء بنى اسرائيل و نام مباركش 25 بار در قرآن كريم ذكر شده است . اينك قسمتى راجع بآنحضرت از از قرآن : ولادت عيسى عليه السلام مريم در « فلسطين » در مكانى دور