سيد علي اكبر قرشي

66

قاموس قرآن ( فارسي )

كوههاست امت بمعنى بلندى و عوجا بمعنى پستى و گودى است يعنى در زمين پستى و بلندى نمىبينى بلكه هموار مىشود چنان كه در ما قبل آيه آمده : * ( فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ) * . عود : رجوع و برگشتن . راغب آن را باز گشتن بعد از انصراف ميداند آيات قرآن مؤيّد اوست زيرا محل استعمال آن در قرآن نوعا در بازگشت بشىء اول است مثل * ( وَمَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ الله مِنْه ) * مائده : 95 . هر كه باز گردد خدا از وى انتقام ميكشد . * ( وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنا ) * اسراء : 8 . اگر با فساد باز گرديد بانتقام باز گرديم . ولى در مجمع ذيل آيهء اول فرموده : عود بمعنى رجوع است ، عيادت مريض برگشتن بسوى اوست براى استفسار حال ، تركه هاى سبز را عود گويند كه پس از بريدن دوباره عود ميكنند و ميرويند . قاموس و اقرب نيز معناى اولى آن را رجوع مطلق گفته‌اند . اعاده : برگرداندن . * ( مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ) * طه : 55 . از زمين خلقتان كرديم ، در آن بر ميگردانيمتان و از آن بار ديگر شما را بيرون مياوريم . معاد : مصدر ميمى و اسم زمان و مكان است و آن در آيهء * ( إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ . . . ) * قصص : 85 . اسم مكان و مراد از آن چنان كه گفته‌اند مكَّه است يعنى : آنكه قرآن را بر تو فرض كرده كه بخوانى و تبليغ كنى حتما تو را به شهر خويش باز خواهد گرداند . رجوع شود به « ردد » . عاد : قوم هود عليه السّلام . * ( أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ ) * هود : 60 . اين مردم در سرزمين احقاف از يمن سكونت داشتند چنان كه فرموده : * ( وَاذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه بِالأَحْقافِ ) * احقاف : 21 . در « حقف » گذشت كه : احقاف در جنوب جزيرة العرب از قسمتهاى ربع الخالى ( وادى دهناء ) است كه در روزگار گذشته آباد و مسكن قوم عاد بود .