سيد علي اكبر قرشي

4

قاموس قرآن ( فارسي )

عشىّ : بعقيدهء راغب از اول ظهر است تا صبح روز بعد . ابن اثير در نهايه و طبرسى ذيل آيهء 16 سورهء يوسف آن را بلفظ « قيل » آورده‌اند . ولى طبرسى و زمخشرى ذيل آيهء * ( وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكارِ ) * آل عمران : 41 . عشىّ را از اول ظهر تا غروب آفتاب گفته‌اند چنان كه ابكار را از طلوع فجر تا وقت چاشت و انتشار نور خورشيد ذكر كرده‌اند . ناگفته نماند : عشاء در قرآن تنها آمده ولى « عَشىِّ » اغلب با « ابْكار - اشْراق - غَداة - بُكْرَة » مقابل آمده است مثل آيهء فوق و آيهء * ( يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ ) * انعام : 52 . * ( يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْراقِ ) * ص : 18 . * ( فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) * مريم : 11 . بنا بر قول راغب مدت تسبيح و دعا در اين آيات از طلوع فجر تا نزديكى ظهر و از ظهر تا صبح روز بعد است و بنا بر قول طبرسى و زمخشرى دو طرف روز مىباشد . و قول آنها به نظر بهتر ميايد . عشيّه : همان عشىّ است بقولى تاء آن براى وحدت است * ( كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها ) * نازعات : 46 . ضمير * ( ضُحاها ) * به * ( عَشِيَّةً ) * راجع است يعنى روزى كه قيامت را مىبينند گوئى در دنيا يا در قبرها توقّف نكرده‌اند مگر آخر يك روز و يا اول آن را . عَصَب : ( بر وزن فرس ) رگ . معصوب : بسته شده با رگ . آنگاه بهر بستن عصب ( بر وزن فلس ) گفته‌اند * ( يَوْمٌ عَصِيبٌ ) * يعنى شديد ( گوئى اطراف آن با مشكلات جمع و بسته شده است ) عصبة : جماعت فشرده و كمك همديگر ( مفردات ) . * ( لَيُوسُفُ وَأَخُوه أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ ) * يوسف : 8 . يوسف و برادرش بپدرمان از ما محبوبتر است حال آنكه ما دستهء نيرومنديم در جوامع الجامع فرموده : جماعت را از آن عصبه گفته‌اند كه كارها بوسيلهء آنها بسته و روبراه مىشود .