سيد علي اكبر قرشي
33
قاموس قرآن ( فارسي )
طبرسى ذيل آيهء 140 از آل عمران * ( وَلِيَعْلَمَ الله الَّذِينَ آمَنُوا . . . ) * فرموده خدا قبل از اظهار ميداند كه آنها از حيث ايمان متمايز ميشوند و پس از اظهار ميداند كه متمايزاند پس تغيير در معلوم است نه در علم . و بقولى معنى آنست : تا خدا معلوم را ظاهر سازد . در الميزان ذيل * ( لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ ) * فرموده : مراد علم فعلى است و آن ظهور شىء و حضورش بوجود خاصّ نزد خداست ، علم بدين معنى در قرآن زياد است مثل * ( وَلِيَعْلَمَ الله مَنْ يَنْصُرُه وَرُسُلَه بِالْغَيْبِ ) * حديد : 25 . * ( لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ ) * جنّ : 28 . على هذا همهء آيات كه در اين سياقاند مراد از علم در آنها اظهار است . علم گاهى بمعنى دليل و حجّت آيد مثل * ( قالُوا اتَّخَذَ الله وَلَداً . ما لَهُمْ بِه مِنْ عِلْمٍ وَلا لِآبائِهِمْ ) * كهف : 4 و 5 . يعنى دليلى به اين گفته ندارند * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي الله بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * حج : 3 . يعنى به غير دليل مجادله مىكند * ( وَإِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ) * لقمان : 15 . * ( وَخَرَقُوا لَه بَنِينَ وَبَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * انعام : 100 . دليل اينكه علم در اين آيات بمعنى دليل و برهان است اولا لسان خود آيات است كه علم بمعنى دانستن جور در نميايد . ثانيا لفظ سلطان است كه در نظير اين آيات آمده است مثل * ( قالُوا اتَّخَذَ الله وَلَداً ) * . . . * ( إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا ) * يونس : 68 . يعنى دليلى بر اين گفته نداريد . * ( وَإِنَّه لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونِ . . . ) * زخرف : 61 . ضمير * ( إِنَّه ) * راجع بعيسى عليه السّلام است در معنى آيه گفتهاند : چون آنحضرت بدون پدر به دنيا آمده اين نشانهء آنست كه در آفريده شدن روز قيامت احتياجى بوجود پدر نيست و انسان از زمين كه به حكم مادر است مىرويد على هذا وجود عيسى يكى از نشانه ها و شواهد