سيد علي اكبر قرشي

21

قاموس قرآن ( فارسي )

زوجه و يا ولىّ او گذشت كند در تفسير عياشى 8 روايت در اين زمينه نقل شده است . بنقل الميزان در بعض روايات اهل سنت از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام نقل شده كه * ( الَّذِي بِيَدِه عُقْدَةُ النِّكاحِ ) * زوج است . ناگفته نماند : مىشود * ( « بِيَدِه عُقْدَةُ النِّكاحِ » ) * را شامل زوج و ولىّ هر دو دانست النهايه بايد گفت : روايات بشقّ دوم ناظراند . العَفْو 3 - * ( وَيَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ) * بقره : 219 . بقرينهء آيهء * ( وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ) * فرقان : 67 . مراد از « الْعَفْو » حدّ وسط است يعنى تو را پرسند از چه انفاق كنند بگو : حدّ وسط و مناسب حال را انفاق كنيد . گويا تعيين شىء انفاق شده مهم نبوده لذا در جواب از آن عدول و محل مورد لزوم بيان گرديده است . در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز حدّ وسط و كفاف نقل شده است در تفسير عياشى چهار حديث در اين زمينه آمده و در روايت عبد الرحمن ، امام صادق عليه السّلام آيهء * ( الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا . . . ) * را كه نقل شد در جواب آيهء ما نحن فيه تلاوت فرموده‌اند . عقب : ( بفتح اول و كسر دوم ) پاشنه . بطور استعاره به فرزند و نسل گفته مىشود مثل * ( وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه . . . ) * زخرف : 28 . ابراهيم كلمهء توحيد را در نسل خويش باقى گذاشت . « انْقَلَب عَلى عَقِبَيْه » : بصيغهء تثنيه يعنى بر دو پاشنهء خويش بگرديد مراد از آن رجوع به حالت اوليه است راغب گويد : « رَجَعَ عَلى عَقِبِه » يعنى برگشت « انْقَلَبَ عَلى عَقِبَيْه » يعنى به حالت اولى برگشت . جمع آن اعقاب است : * ( أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْه فَلَنْ يَضُرَّ الله شَيْئاً ) * آل عمران : 144 . يعنى اگر پيغمبر بميرد يا كشته شود شما به حالت اول خويش ( كه بتپرستى باشد ) برخواهيد گشت ؟ ! هر كه به حالت اولى