سيد علي اكبر قرشي

15

قاموس قرآن ( فارسي )

است نه باولياء و خطابات آيهء قبل نيز راجع بازواج است . ولى باز احتمال دوم قوى است كه خطاب * ( فَلا تَعْضُلُوهُنَّ ) * راجع به كسانى باشد كه زن نتواند با آنها مخالفت كند . بسيار اتفاق ميافتد كه مرد پس از طلاق نادم مىشود و ميخواهد زن را به عقد جديد تزويج كند ولى اقوام زن روى عناد زن را از ازدواج مجدد باز ميدارند . باز جاى گفتگو است كه شرط « اذا » خطاب بگروهى و جواب آن خطاب بگروه ديگر است به نظر بعضى مخاطب مطلق مسلمين است يعنى : اين عمل در ميان شما نباشد كه زنان را طلاق دهيد و سپس مانع از ازدواج مجدّد آنها با شوهران اول شويد . در اين صورت هر چند طلاق دهنده غير از مانعين است ولى عمومى بودن خطاب اين اشكال را بر طرف مىكند و اللَّه العالم . عضين : * ( كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ . ) * * ( الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ) * حجر : 90 . عضو ( بر وزن فلس ) بمعنى متفرق و جزء جزء كردن است در لغت آمده : عضا الشىء عضوا : فرقه » عضة ( بر وزن عنب ) بمعنى تكَّه و قطعه است عضون جمع عضه است يعنى قطعه ها و تكَّه ها ، اصل عضه عضو ( بر وزن علم ) و جمع آن غير قياسى است مثل سنون . پس معنى آيه چنين مىشود : آنان كه قرآن را پاره ها و تكه ها قرار دادند . در جوامع الجامع و مجمع نقل شده : وليد بن مغيره در موسم حجّ شانزده نفر را مأمور كرد بدروازه هاى مكه رفته و واردين را از استماع كلمات رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله منع ميكردند و ميگفتند بسخن او گوش ندهيد . بعضى ميگفت : او دروغگو است ، بعضى ميگفت ساحر است و بعضى ميگفت شاعر است ( تمام شد ) بدينگونه آيات وحى را ميان سحر و دروغ و شعر و غيره قسمت كردند خداوند بر آنها عذاب فرستاد و با بدترين وجهى از بين رفتند . در تفسير عياشى از امام