سيد علي اكبر قرشي

99

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( ما خَلَقَ . وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ ) * فلق : 1 - 3 . « غاسق » را شب تاريك ، ماه گرفته شده و هجوم كننده با ضرر گفته‌اند در نهايه و كشّاف هست : عايشه گويد : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست مرا گرفت و به ماه اشاره كرده فرمود : « تَعَوَّذي بِالله مِنْ شَرِّ هذا فَانَّه الْغاسِقُ اذا وَقَبَ وَوَقُوبُه دُخُولُه فِى الْكُسُوفِ وَاسْوِدادُه » . ناگفته نماند : « الفلق » اعمّ و شامل هر شكافته شده است و نيز * ( مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ) * اعمّ و شامل همهء مخلوقات است ، بايد * ( غاسِقٍ ) * را نيز اعمّ گرفت تا در رديف ما قبل بوده باشد چنان كه * ( النَّفَّاثاتِ ) * در ما بعد نيز اعمّ است . لزومى ندارد كه آن را شب تاريك معنى كنيم و اگر شب و غيره بالخصوص مراد بود لازم بود « الغاسق » گفته شود بهتر است آن را هاجم با ضرر ، چنان كه طبرسى فرموده يا هاجم مخفى معنى كنيم زيرا غسق بمعنى تاريكى است و آن توأم با پنهانى و خفا است و از مطلق غاسق به خدا پناه برده نشده بلكه با قيد * ( إِذا وَقَبَ ) * ميليونها دردها ، ميكروبها ، سرطانها ، طاعونها ، تصادفات ، ضررها و غيره هست كه همه مخفى و بىخبر به انسان هجوم ميكنند و انسان آنوقت متوجه مىشود كه وارد شده و كار خود را كرده‌اند جلوگيرى از آنها فقط با پناه بردن بخداست كه قادر بر دفع همهء آنهاست معنى آيات چنين مىشود : بگو پناه ميبرم بپروردگار فلق ( مخلوق ) از شرّ هر آنچه آفريده و از شرّ مهاجم پنهانى كه داخل شود . رجوع شود به « فلق » . غَساقاً * ( لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَلا شَراباً . ) * * ( إِلَّا حَمِيماً وَغَسَّاقاً ) * نباء : 24 و 25 . * ( هذا فَلْيَذُوقُوه حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ) * ص : 57 . غسّاق فقط دو بار در قرآن مجيد به كار رفته و روشن است كه از طعام اهل آتش مىباشد طبرسى رحمه اللَّه آن را چرك بدبو گفته و علَّت تسميه را جريان چرك ذكر كرده است گويند : « غَسَقَتِ الْقُرْحَةُ » يعنى چرك