سيد علي اكبر قرشي
95
قاموس قرآن ( فارسي )
شيعة : بمعنى پيروان و ياران است « شيعة الرجل : اتباعه و انصاره » جمع آن اشياع و شيع ( بر وزن عنب ) است ( اقرب الموارد ) * ( « فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِه وَهذا مِنْ عَدُوِّه » ) * قصص : 15 . موسى در شهر دو مرد ديد كه مقاتله ميكردند يكى از پيروان و يكى از دشمنانش بود . راغب شياع را انتشار و نيرومندى گفته و گويد : شيعه كسانى است كه شخص بواسطهء آنها نيرومند مىشود . طبرسى در ذيل * ( « ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا » ) * مريم : 69 . فرموده : شيعه جماعتى است كه در امرى به يكديگر يارى كنند . قول راغب و طبرسى مخالف آنچه از اقرب نقل شد نيست . زيرا جماعت در اثر پيروى از يكديگر ، بهم يارى ميكنند و در اثر پيروى و تبعيّت ، شخص بوسيلهء آنها تقويت مىشود . شِيَع : چنان كه گفته شد جمع شيعه بمعنى فرقه هاست * ( « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ » ) * حجر : 10 . به نظر ميايد اضافهء شيع الاولين بيانيه است يعنى رسولانى قبل از تو در فرقه هاى اوليه و در امم گذشته فرستاديم . مجمع در ذيل آيهء فوق گويد : اصل آن از مشايعت بمعنى متابعت است گويند : شايع فلان فلانا على امره يعنى در كارش از او پيروى كرد . از آن است شيعهء على عليه السّلام . آنها كسانىاند كه در كار آنحضرت از وى متابعت نموده و بامامتش گردن نهادهاند در حديث ام سلمه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هست « شيعة علىّ هم الفائزون يوم القيامة » . نگارنده گويد اين حديث در جوامع اهل سنّت نيز نقل شده است . * ( « أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ » ) * انعام : 65 . يا شما را فرقه ها كند و عذاب بعضى را ببعضى بچشاند چون فرقه فرقه و احزاب گرديدن نسبت به مسلمانان عارض و به حكم لباس است كه آنها را مىپوشاند و تضعيف مىكند لذا * ( « يَلْبِسَكُمْ » ) * آمده و اللَّه العالم .