سيد علي اكبر قرشي
90
قاموس قرآن ( فارسي )
است . و اگر اصول و احكام با شورى تعيين شود عبارت اخراى لغو دين خواهد بود و آنگهى به نظر ميايد در شورى اكثريّت موضوعيّت ندارد چنان كه فعلا در دنيا مرسوم است بلكه شورى براى يافتن راه اصلح است خواه اكثريت صلاح بداند يا نه ، مثلا آنگاه كه رئيس مسلمين پس از شورى كاريرا بصلاح ديد ظاهرا نميتواند بعذر اينكه اكثريت صلاح نميدانند از آن چشم بپوشد . دربارهء خلافت و تعيين جانشينى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اگر نصّى و تعيينى در ميان نبود ، لازم بود كه بگوئيم خلافت مورد شورى واقع مىشود ولى بموجب ادلَّهء قاطعه خلافت مثل نبوّت منصب خدائى است همانطور كه مردم حق انتخاب پيغمبر ندارند هكذا حق انتخاب جانشين پيامبر را هم ندارند . خلافت همچون نبوّت از جانب خدا است با اين فرق كه خليفه از جانب خدا بوسيلهء پيغمبر تعيين ميگردد ، چنان كه خلافت بلا فصل على عليه السّلام از جانب خدا بوسيلهء آنحضرت بمردم ابلاغ گرديد ، كافى است كه در در اين باره به الغدير و المراجعات رجوع كنيم . شوظ : شواظ : شعله و زبانهء آتش كه دود ندارد . ( راغب ) * ( « يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ » ) * رحمن : 35 . طبرسى فرموده : شواظ زبانهء سبزى است كه از آتش جدا مىشود . نحاس را دخان و مس مذاب گفتهاند ضمير * ( « عَلَيْكُما » ) * به ثقلان ( جن و انس ) راجع است يعنى : بر شما زبانهاى از آتش و دود فرستاده مىشود يكديگر را در دفع آن يارى نتوانيد كرد . اين كلمه در قرآن فقط يك بار يافته است . شوكة : * ( « وَإِذْ يَعِدُكُمُ الله إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ » ) * انفال : 7 . شوك بمعنى خار است راغب گويد : باسلحه و سختى نيز اطلاق مىشود . نيش عقرب را به جهت تشبيه بخار شوك گفتهاند . مراد از طائفة ذات الشوكة