سيد علي اكبر قرشي
59
قاموس قرآن ( فارسي )
و آن اسم گرديده بصحّت . در اقرب دوا نيز گفته است از باب تسميهء سبب باسم مسبّب كه دوا سبب صحت است * ( « وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ » ) * شعراء : 80 . * ( « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً » ) * اسراء : 82 . بنا بر آنكه * ( « مِنَ الْقُرْآنِ » ) * بيان « ما » است معنى آيه چنين مىشود : آنچه شفا و رحمت براى مؤمنان است نازل ميكنيم و آن قرآن است و بظالمان جز زيان نميافزايد . به نظر ميايد مراد از شفا صحت قلب است چنان كه فرموده * ( « قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ » ) * يونس : 57 . مرض تنها مرض بدن نيست بلكه قرآن از مرض قلب نيز نام ميبرد كه از مرض بدن شديد و صعب العلاج است * ( « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » ) * بقره : 10 . * ( « فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِه مَرَضٌ » ) * احزاب : 32 . قلب مريض دوازده بار در قرآن آمده است ( المعجم المفهرس ) . قرآن شفا و دواى دردهاى قلوب است شك ، حقد ، حسد ، شرك ، كفر ، نفاق كه امراض قلوباند بوسيلهء قرآن زدوده ميشوند * ( « هُوَ شِفاءٌ » ) * از طرف ديگر معرفت ، ايمان ، عاطفه ، انصاف و غيره بوسيلهء آن وارد قلوب ميشوند و آنها عبارت اخراى رحمتاند لذا در زدودن اسقام قلب شفاء و در وارد كردن فضائل بقلب رحمت است * ( « هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ » ) * مثل * ( « هُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ » ) * يوسف : 111 . اين قرآن يكپارچه رحمت و شفاء است ظالمان را جز زيان نيافزايد چنان كه در « خسر » گذشت . شفق : شقّ بمعنى شكافتن . و شكاف است . ( اقرب ) * ( « ثُمَّ شَقَقْنَا الأَرْضَ شَقًّا » ) * عبس : 26 . شقّ بكسر ( ش ) بمعنى مشقت و زحمت است كه به بدن و نفس عارض مىشود * ( « لَمْ تَكُونُوا بالِغِيه إِلَّا بِشِقِّ الأَنْفُسِ » ) * نحل : 7 . به آن سرزمين نميرسيديد مگر با مشقت نفوس . گوئى در رنج و زحمت بدن و قلب ميشكند و منكسر مىشود .