سيد علي اكبر قرشي
36
قاموس قرآن ( فارسي )
دوم آياتيكه نسيان را بشيطان نسبت ميدهند نحو * ( « وَإِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * انعام : 68 . ايضا آيهء 42 يوسف ، 63 كهف ، 201 اعراف . شايد اين نسيان در اثر وسوسه هاى مخصوص باشد و شايد شيطان اين تسلَّط را نيز دارد . سوم آيهء * ( « أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَعَذابٍ » ) * ص : 41 . در « ايّوب » احتمال داديم كه شايد منظور وسوسهء شيطان است كه او را با القاء وسوسه رنج ميداد نه اينكه شيطان سبب بيمارى او بود . چهارم * ( « وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطاناً فَهُوَ لَه قَرِينٌ » ) * زخرف : 36 . و آيهء * ( « أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا » ) * مريم : 83 . در اين دو آيه نيز تحريك شيطان و قرين بودنش بوسيلهء وسوسه است با اضافهء اينكه خداوند در صورت كورى از ذكر خدا و كفر بآيات شيطان را مسلَّط مىكند . حكايت تمرد شيطان حكايت عصيان اين روح شرير در جاهاى متعدد از قرآن كريم نقل شده ما آن را از سورهء اعراف نقل ميكنيم : اى بشر ما شما را اندازه گرفته و صورت داديم ، سپس بملائكه گفتيم بآدم سجده كنيد ( و اعتراف نمائيد كه او لايق خلافة اللَّه در زمين است ) . ملائكه سجده كردند ( و اعتراف كرده خاضع شدند ) مگر ابليس كه از ساجدان نبود . خدا فرمود : ابليس چه مانع شد تو را كه سجده نكردى ؟ گفت : من از او بهترم كه مرا از آتش بخصوصى آفريدهاى ولى او را از گل مخصوص ( اين استدلال از او بىجا و باطل بود كه برتريّت در اثر استعداد و كار است و آدم استعداد خلافت خدائى داشت نه او ) . خدا فرمود : از آنجا فرو شو تو را نرسد كه در اينجا بزرگى كنى برون شو كه تو از حقيران هستى . گفت : مرا تا روزيكه از نو زنده