سيد علي اكبر قرشي
339
قاموس قرآن ( فارسي )
از كلمات اهل لغت بدست ميايد : شىء كمياب را از آنجهت عزيز و عزيز الوجود گويند كه آن در حالت توانائى قرار گرفته و رسيدن به آن سخت است . * ( « أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » ) * نساء : 139 ، آيا عزّت و توانائى را در پيش كفّار ميجويند ؟ ! عزّت همه اش مال خداست . * ( « وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ الله آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا » ) * مريم : 81 . ظاهرا فاعل * ( « لِيَكُونُوا » ) * . . . * ( « آلِهَةً » ) * است يعنى : جز خدا معبودهائى گرفتند تا براى آنها عزّت و توانائى شوند ! در آيهء : * ( « فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ » ) * ص . 23 . آن را غلبه معنى كردهاند يعنى : گفت مرا بر آن ميش كفيل كن و در سخن بر من غلبه كرد ، بنظرم آن استعمال در لازم معنى است كه غلبه لازم عزّت است . راغب گويد : بعضى گفتهاند : از من در مخاطبه و مخاصمه قويتر شد . تعزيز : بمعنى تقويت است مثل * ( « إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ » ) * يس : 14 . يعنى با فرستادهء سوم آنها را تقويت كرديم . ناگفته نماند : فعل عزّ لازم و متعدى هر دو به كار رفته ولى عزّز ظاهرا فقط متعدى استعمال شده است . * ( « تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ » ) * آل عمران : 26 . آيه صريح است در اينكه دادن و پس گرفتن حكومت و نيز عزّت و ذلت در دست خداست ، ولى چون كارهاى خدا از روى حكمت و علت است و جزافى نيست بايد علت ذلَّت و عزّت را در خود شخص جستجو كرد لذا مىبينيم قرآن پيوسته ذلت را از آن كفّار و بدكاران ميداند در اثر كفر و بدكارى * ( « ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ ) * . . . * ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ الله وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ . . . » ) * بقره : 61 . * ( « وَإِذا قِيلَ لَه اتَّقِ الله أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ » ) * بقره : 206 . ظاهرا مراد از عزّت توانائى ظاهرى است چنان كه از ما قبل آيه * ( « وَإِذا تَوَلَّى سَعى فِي ) *