سيد علي اكبر قرشي
311
قاموس قرآن ( فارسي )
آن گناهان خويش را محو كند . . . آن سه قسم است يا ميگويد : من اين كار نكردهام . و يا ميگويد : بدين جهت كردهام و ميخواهد با ذكر علت خويش را تبرئه كند ، و يا ميگويد : من كردهام ولى ديگر نميكنم . . . ، اين سومى توبه است ، هر توبه عذر است ولى هر عذر توبه نيست . اين سخن در اقرب الموارد از كلَّيات ابو البقاء نيز نقل شده است . * ( « لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ » ) * توبه : 66 . پوزش نخواهيد ، عذر نياوريد * ( « إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً » ) * كهف : 76 . آن عالم از موسى اعتذار كرد و گفت : * ( « إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً » ) * تو بر كارهاى من صبر نتوانى كرد تا بالاخره موسى گفت : اگر بار ديگر از تو از علت كارى بپرسم با من مصاحبت مكن از جانب من بعذريكه اول گفته بودى كه من صبر نتوانم كرد ، رسيدهاى . * ( « فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً . عُذْراً أَوْ نُذْراً » ) * مرسلات : 6 و 7 . اين اعتذار ظاهرا از جانب خداوند است كه بندگان در معذّب شدن خدا را ( نعوذ باللَّه ) محكوم ندانند . معذّر : ( بصيغهء فاعل ) معتذر . آن از باب تفعيل كسى است كه عذر ميآورد ولى عذر ندارد ، ولى معتذر كسى است كه عذر دارد ( مجمع البيان ) در مفردات گفته : معذّر آن است كه خود را معذور ميداند ولى عذر ندارد . اين فرق از اقرب الموارد نيز بدست ميايد * ( « وَجاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا الله وَرَسُولَه » ) * توبه : 90 . بيشتر مفسّران معذّرون را كسان عذر تراش گفتهاند و بعضى اصل آن را « معتذرون » گفتهاند بادغام تاء در ذال . يعنى : معتذرين اعراب آمدند كه به آنها اجازه داده شود تا در جنگ شركت نكنند ولى آنان كه خدا و رسول را تكذيب كردند نشستند و براى اعتذار نيامدند از ذيل آيه * ( « سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ » ) * به نظر