سيد علي اكبر قرشي
289
قاموس قرآن ( فارسي )
كه خداوند از آنها راضى شود به رضايت جواب داده نشوند يعنى قولشان در استرضا مقبول نشود . * ( « ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ » ) * نحل : 84 . بكافران اجازهء سخن گفتن داده نشود و نه از آنها استرضاء خواسته شود كه از خدا رضايت جويند در مجمع فرموده : يعنى از آنها خواسته نشود كه با كفّ از معاصى خدا را از خويش راضى كنند . در اقرب آمده : « استعتبته فاعتبنى » از او رضايت خواستم از من راضى شد . در نهج البلاغه نامهء اول دربارهء عثمان فرموده : « اكثر استعتابه و اقلّ عتابه » من بيشتر رضايت او را ميجستم و كم ملامتش ميكردم . الفاظ ديگر اين مادّه از قبيل عتب و عتاب و عتبه معانى ديگرى دارد كه در قرآن مجيد نيامده است . عتد : عتاد بمعنى آماده شدن است « عتد الشىء عتادة و عتادا : تهيّأ » . اعتاد : آماده كردن * ( « وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً » ) * يوسف : 31 . براى آنها پشتى آماده كرد . * ( « إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً » ) * كهف : 29 . عتيد : آماده . حاضر . ايضا حاضر شده بمعنى فاعل و مفعول هر دو آمده است * ( « ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ » ) * ق : 18 . كلمهاى تلفّظ نكند مگر آنكه در نزدش مراقبى آماده هست كه سخن او را مينويسد . * ( « وَقالَ قَرِينُه هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ » ) * ق : 23 . عتق : * ( « وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ » ) * حج : 29 . * ( « ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ » ) * حج : 33 . اين كلمه فقط دو بار در قرآن يافته است . به نظر نگارنده عتيق بمعنى محترم است چنان كه در جاى ديگر بجاى آن « حرام » آمده است * ( « جَعَلَ الله الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ » ) * مائده : 97 . اين مطلب در « بيت » مشروحا گفته شده است . عتل : كشيدن با قهر . * ( « خُذُوه فَاعْتِلُوه إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ » ) * دخان : 47 . بگيريد او را و بكشيدش بوسط آتش . راغب گويد : عتل گرفتن از هر