سيد علي اكبر قرشي

226

قاموس قرآن ( فارسي )

طفق : شروع كردن . و آن مختص باثبات است و « ما طفق » گفته نميشود * ( « رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * ص : 33 . يعنى آنها را نزد من بر گردانيد پس شروع كرد بدست كشيدن بر ساقها و گردنهاى آنها . * ( « وَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ » ) * اعراف : 22 ، طه : 121 . شروع كردند بر عورت خويش از برگ درختان باغ مىچسباندند . اين لفظ تنها سه بار در قرآن يافته است . طفل : بچه . راغب گويد : طفل تا وقتى گفته مىشود كه فرزند ، بدنش نرم باشد . در مجمع فرموده : « الطَّفل : الصّغير من النّاس » در اقرب گويد : بكوچك هر چيز طفل گويند « هو يسعى لى فى اطفال الحوائج » يعنى او در حاجتهاى كوچك براى من تلاش مىكند . قاموس نيز معنى اولى آن را مثل اقرب گفته است . * ( « وَنُقِرُّ فِي الأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا » ) * حج : 5 . طفل در واحد و جمع به كار ميرود كه آن اسم جنس و در اصل مصدر است در آيهء * ( « أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ » ) * نور : 31 . و نيز در آيهء فوق جمع به كار رفته است . بعضى در آيهء اول « نخرج كل واحد منكم » گفته‌اند . جمع آن اطفال است * ( « وَإِذا بَلَغَ الأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا » ) * نور : 59 . اين كلمه فقط در آيات فوق و آيهء 67 غافر آمده است . در نهايه گفته : طفل بمعنى بچه است بر پسر و دختر و جمع اطلاق مىشود . طلب : خواستن . گرفتن راغب آن را جستجو از وجود شىء گفته است * ( « أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَه طَلَباً » ) * كهف : 41 . يا آبش در زمين فرو رود ديگر ابدا بطلب و اخذ آن راهى نيابى . دربارهء : * ( « يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُه حَثِيثاً » ) * اعراف : 54 . به « حثث » و دربارهء * ( « ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ » ) * حج : 73 . به « ذباب » رجوع شود . طالوت : نام فرماندهى است كه بر بنى اسرائيل از طرف خدا بواسطه