سيد علي اكبر قرشي
20
قاموس قرآن ( فارسي )
در صافى ذيل * ( « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ . . . » ) * از احتجاج نقل شده كه از امير - المؤمنين عليه السّلام از اين آيه سؤال شد فرمود : مشرق زمستان عليحده و مشرق تابستان عليحده است آيا اين را از قرب و بعد آفتاب نميدانى ؟ و فرمود امّا قول خداوند * ( « بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ » ) * براى آفتاب سيصد و شصت برجى است كه هر روز از يكى طلوع و در ديگرى غروب مىكند . . . » صحت حديث معلوم نيست و در آن تغيير تدريجى محل طلوع و غروب آفتاب در نظر است . شرك : ( بفتح - ش ) و شركت و مشاركت بمعنى شريك شدن است . اشراك : شريك كردن * ( اشْدُدْ بِه أَزْرِي . ) * * ( وَأَشْرِكْه فِي أَمْرِي ) * طه : 31 و 32 . شريك : كسى كه در كارى يا در چيزى با ديگرى سهيم است * ( وَلَمْ يَكُنْ لَه شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ) * فرقان : 2 . در حكومت و تدبير عالم شريكى نداشته است . مراد از آن شريك مستقل است و گرنه خدا براى تدبير عالم واسطه هائى از فرشته و غير آن آفريده است . شرك ( بكسر شين ) اسم است يعنى عمل شرك چنان كه در صحاح و قاموس و اقرب آمده است و نيز بمعنى شريك و نصيب آمده و آن را در آيهء * ( أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّماواتِ . . . ) * فاطر : 40 - احقاف : 4 . نصيب و بهره گفتهاند . * ( يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِالله إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ) * لقمان : 13 . يعنى شرك ظلم بزرگى است . مشرك كسى است كه براى خدا شريك قرار بدهد چنين شخصى قابل آمرزش نيست مگر آنكه در دنيا توبه كند * ( إِنَّ الله لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) * نساء : 48 و 116 . در اينجا لازم است چند مطلب بررسى شود : اقسام شرك شرك اقسامى دارد . 1 - شرك در خلقت ، مثل عقيده ايرانيان قديم كه خيرات را از يزدان و شرور را از اهريمن ميدانستند و ميگفتند : يزدان اهريمن را آفريد سپس