سيد علي اكبر قرشي
200
قاموس قرآن ( فارسي )
با علوم كرد ، انحراف و ضلالت نصارى را بهتر نشان ميدهد در تفاسير اهل سنت نيز رواياتى در تطبيق و يا مراد بودن يهود و نصارى نقل شده است رجوع شود به تفسير ابن كثير و غيره . ضامر : مركب لاغر ، كه راه رفتن لاغرش كرده . عبارت مجمع چنين است : « الضّامر : المهزول اضمره السّير » . راغب گويد : اسب كم گوشت كه در اثر كار كم گوشت شده نه از لاغرى . در نهج البلاغه خطبهء 181 . فرموده : « اسهروا عيونكم و أضمروا بطونكم » چشمانتان را بى خواب ، شكمهايتان را لاغر كنيد . ( كم طعام بخوريد ) . * ( « وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ » ) * حج : 27 . * ( « يَأْتِينَ » ) * راجع به * ( « كُلِّ ضامِرٍ » ) * و صفت آن است و از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه « يأتون » قرائت فرمودهاند در آنصورت راجع به « النّاس » است يعنى در ميان مردم به حج اعلام و ندا كن ميايند بسوى تو پياده و بر مركبان سبك و لاغر كه از راههاى دور آيند . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده و باسب اختصاص ندارد بلكه باسب و شتر هر دو گفته مىشود چنان كه در اقرب آمده . و بملاحظهء معنى كلمه شايد بهر لاغر گفته شود . ضمم : * ( « وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » ) * طه : 22 . ضمّ بمعنى جمع كردن است در اقرب الموارد گويد : « الضمّ : الجمع بين الشّيئين فصاعدا » معنى اين آيه و آيهء * ( « وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ » ) * قصص : 32 . در « جنح » مفصلا گذشت اين كلمه بيشتر از دو بار در كلام اللَّه نيامده است . ضنك : تنگ . مصدر و اسم هر دو به كار رفته است « ضنك المكان ضنكا : ضاق » ايضا در اقرب گويد : هر شىء تنگ را ضنك گويند در مذكر و مؤنث يكسان است ، مكان ضنك و عيشة ضنك . * ( « وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً » ) * طه : 124 . هر كه از ياد من اعراض كند حتما زندگى او تنگ است .