سيد علي اكبر قرشي

17

قاموس قرآن ( فارسي )

مردم است و چون امتحان لازم است نسبت باستعداد باشد لذا با ملاحظهء استعداد و ترقى و تكامل بشريّت براى هر دو ره امتحانى و شريعتى آمده است . و خلاصه شريعتها امتحان است و امتحان هر دوره نسبت بنحوهء قابليّت آن دوره است و اين موجب تفاوت شريعتهاست . شرايع در اصول متحدند و در فروعات با هم فرق دارند . فرق ميان شريعت ، دين و ملت مراجعه به قرآن نشان ميدهد كه شريعت از دين اخصّ است . مثلا اگر آيهء * ( إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ الله الإِسْلامُ . . . ) * آل عمران : 19 . و آيهء * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه . . . ) * آل عمران : 85 . را مقايسه كنيم با آيهء * ( لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً ) * مائده : 48 . و آيهء * ( ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الأَمْرِ ) * جاثية : 18 . اعم بودن دين روشن خواهد شد كه دين شامل شريعتهاى تمام انبيا است ولى شريعت ها نسبت بپيامبران جداگانه است . و از آيهء * ( شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِه نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَما وَصَّيْنا بِه إِبْراهِيمَ . . . ) * شورى : 13 . بدست ميايد كه دين شامل اديان همهء انبيا است و اسلام بوسيلهء * ( « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ » ) * شريعت خاصى گرديده است . و در عين حال شامل همهء آنهاست . ولى ملت كه بمعنى راه و روش و طريقه است با دين مرادف مىباشد ملت از املال و املاء است دين را ملت گفته‌اند زيرا كه از طرف خدا املاء شده است چنان كه از مفردات راغب استفاده مىشود در دو آيهء زير بدين صريحا ملت اطلاق شده است * ( قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ . . . ) * انعام : 161 . * ( وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ . . . ) * حج : 78 . فرق ملت با دين چنان كه گفته‌اند آنست كه دين به خدا و پيامبر و فرد اضافه مىشود گوئيم : دين خدا ، دين محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ، دين زيد و عمرو ولى ملت فقط بپيامبر اضافه مىشود گويند