سيد علي اكبر قرشي

157

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( وَنَخِيلٌ صِنْوانٌ وَغَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ . . . » ) * رعد : 4 . صنو : شاخه - ايست كه از ريشه رويد گويند : « هما صنوا نخلة » يعنى : آن دو شاخهء يك خرمااند و ايضا : « فلان صنو ابيه » فلانى شاخهء پدرش است ( راغب ) . در صحاح گويد : چون دو خرما و سه خرما از يك بن برويد هر يك صنو آنديگرى است . در نهايه گفته : صنو بمعنى مثل است و اصل آن اين است كه دو خرما از يك بن برويد . در نهج البلاغه نامهء 45 فرموده : « و انا من رسول اللَّه كالصّنو من الصّنو و الذّراع من العضد » يعنى : من از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مانند شاخه از شاخه و ذراع از بازو هستم . مراد از صنوان در آيه نخلهائى كه از يك بن برويند و مثل هم باشند يعنى نخلهاى هم مثل و غيرهم مثل و آن در آيه چنان كه در جوامع الجامع فرموده جمع صنو است و تثنيه نيست . در اقرب گويد : تثنيهء آن صنوان و صنيان ( بفتح و ضم و كسر اول ) باشد و جمع آن فقط صنوان است . در صحاح تصريح شده كه نون آن در جمع مضموم است . صنو اگر فقط در نخل باشد آنوقت صنوان در آيه صفت نخيل است و اگر در غير آن نيز باشد چنان كه در اقرب گويد : بقولى صنو عموميت دارد در هر دو فرع كه از يك اصل خارج شوند خرما باشد يا غير آن . در اين صورت مىشود كه صفت جنّات و زرع و نخيل باشد ولى در آيه ظاهرا فقط صفت « نخيل » است . صهر : بفتح ( ص ) گداختن . « صهرت الشىء فانصهر : اذبته فاذاب » . * ( « يُصْهَرُ بِه ما فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ » ) * حج : 20 . با آن حميم آنچه در شكم دارند و پوستهايشان گداخته شود . نظير * ( « وَسُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ » ) * محمد : 15 . و آيهء * ( « يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوه » ) * كهف : 29 . صِهْر * ( « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَه نَسَباً وَصِهْراً وَكانَ رَبُّكَ قَدِيراً » ) *