سيد علي اكبر قرشي
133
قاموس قرآن ( فارسي )
كرده است . در قرآن مجيد مكرّر آمده * ( « الأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ » ) * . صفاد بكسر ( ص ) نيز بمعنى صفد است ، جمع آن اصفاد مىباشد . * ( « وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفادِ » ) * ابراهيم : 49 . ظاهرا مراد از مقرّنين بسته شدن دستها بگردنهاست يعنى : گناهكاران را در آن روز مىبينى كه در غلها جمع شدهاند و دستها بگردنها بسته شده است . در واقع تقرين ميان دستها و گردنهاست نظير * ( « وَإِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً » ) * فرقان : 13 . احتمال دارد : مراد بهم بسته شدن كفّار باشد و آن در صورتى است كه صفد بمعنى مطلق زنجير باشد چنان كه در صحاح و اقرب آن را وثاق گفته است . ولى معناى اولى درستتر است كه غلّ و صفد بيك نفر پيچيده مىشود در نهج البلاغه خطبهء 222 هست « و اجرّ فى الاغلال مصفّدا » . * ( « وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ . ) * * ( وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفادِ » ) * ص : 37 - 38 . ظاهر آنست كه سليمان عليه السّلام دست و گردن شياطين را بهم بسته بود . صفره : زردى . صفراء : زرد رنگ مؤنّث اصفر است * ( « قالَ إِنَّه يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها » ) * بقره : 69 . گفت : خدا فرمايد : آن بقرهاى است زرد پر رنگ * ( « لَوْنُها » ) * فاعل * ( « فاقِعٌ » ) * است * ( « ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراه مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً » ) * حديد : 20 . سپس خشك مىشود مىبينى كه زرد رنگ است و آنگاه شكسته مىشود . صفر : چنان كه گفتهاند جمع اصفر است * ( « إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ . كَأَنَّه جِمالَتٌ صُفْرٌ » ) * مرسلات : 32 و 33 . معنى آيه در « جمل » گذشت * ( « جِمالَتٌ صُفْرٌ » ) * يعنى شتران زرد گون . در نهج البلاغه خطبهء 119 آمده « صفر الالوان من السّهر » . * ( « وَلَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً فَرَأَوْه مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِه يَكْفُرُونَ » ) * روم : 51 . ضمير * ( « فَرَأَوْه » ) * ظاهرا به زرع راجع است و اصفر خشك شدن برگهاست يعنى : اگر بادى