سيد علي اكبر قرشي
116
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( صَدَفَ عَنْها » ) * انعام : 157 . * ( « حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا » ) * كهف : 96 . صدف ناحيه و جانب كوه است يعنى : تا چون مساوى و پر كرد ميان دو ناحيهء كوه را گفت : بدميد . تصادف بمعنى تقابل نيز آمده است در مجمع فرموده : ازهرى گويد دو جانب كوه را صدفان گويند كه با هم محازات و تلاقى ( و تقابل ) دارند و بقولى گويا هر يك از ديگرى اعراض كرده است . اين قول به نظر نگارنده قوى است . صدق : بكسر و فتح ( ص ) راست گفتن . و بكسر ( ص ) : راست مقابل دروغ ( اقرب ) . * ( « وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ » ) * اسراء : 80 . اين راستى در عمل است . * ( « وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِه » ) * زمر : 33 . مراد از صدق خبر راست است بعبارت ديگر : حق . و مراد از تصديق ايمان به آن مىباشد . تصديق بمعنى اذعان و اعتقاد و راست دانستن مطلب و سخن است * ( « وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّه فَاتَّبَعُوه . . . » ) * سباء : 20 . يعنى شيطان ظنّ خويش را كه باغواء ايشان داشت تصديق كرد و دانست كه اغواء ميتواند كرد . * ( « بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ » ) * صافّات : 37 . بلكه حق را آورد و مرسلين را در نبوّت تصديق كرد . در مجمع فرموده : بشارات پيامبران را دربارهء خود تحقيق و اثبات كرد يعنى بشارات آنها بوسيلهء او جاى خود را گرفت . صدقه : چيزى است كه انسان از مال خود قربة الى اللَّه ميدهد . و آن اعمّ از زكات است صدقه بواجب و مستحب هر دو گفته مىشود ولى زكات فقط اسم واجب است ( مجمع ) * ( « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً . . . » ) * توبه : 103 . دربارهء صدقهء واجب است * ( « هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ » ) * توبه : 104 . ظاهرا اعم از واجب و نداب است . افعال صدقه از باب تفعل ميايد .