سيد علي اكبر قرشي
101
قاموس قرآن ( فارسي )
هلال رجوع شود به الكنى و الالقاب و دائرة المعارف وجدى ( صابى ) . اينها در دينشان آزاد بودند و كسى با آنها كارى نداشته است در مجمع ذيل آيهء 62 بقره فرموده : همهء فقهاء اهل سنّت اخذ جزيه را از صابئين جايز ميدانند ولى در نزد شيعه جايز نيست كه آنها اهل كتاب نيستند . از خلاف شيخ نقل شده كه ادعاى اجماع كرده بر اينكه احكام اهل كتاب بر صابئين جارى نيست طالبان تفصيل بيشتر به جواهر الكلام و جامع المقاصد مسئلهء نكاح كتابيّه رجوع كنند . در تفسير برهان از على بن ابراهيم نقل شده كه امام عليه السّلام فرمود : صابئون قومىاند نه مجوس ، نه يهود ، نه نصارى ، نه مسلمان . آنها گروهىاند كه كواكب و نجوم را پرستش ميكنند . الميزان آن را از تفسير قمى نقل كرده است ولى ظاهرا نظر امام عليه السّلام به وضع آنزمانشان بوده نه باصل دينشان و شايد فتواى عدم اخذ جزيه كه نقل شد در اثر آنست كه دينشان بسيار آلوده و كاملا توأم با شرك شده است . راغب در مفردات گويد : صابئون قومى بودند بر دين حضرت نوح عليه السّلام . مخفى نماند : در شوشتر و دزفول عدهاى هستند كه آنها را صبى و صابى گويند . پسران را ختنه نميكنند . يك زن بيشتر نميگيرند ، طلاق را جز به حكم حاكم جايز نميدانند . به آب روان علاقه زياد دارند . بيشتر رسوم مذهبى خود را در كنار آب روان انجام ميدهند . در كشور عراق نيز عدهاى از آنها وجود دارند . و شايد اگر تحقيق شود در دنيا و مخصوصا در هندوستان بيشتر وجود داشته باشند . عدهء كثيرى از آنها در حرّان كه از شهرهاى بين - النهرين است وجود داشتهاند . آقاى يحيى نورى در كتاب « اسلام و آراء و عقائد بشرى يا جاهليت و اسلام » شرح مفصلى دربارهء آئين صابى و كتب مقدسه آنها نگاشتهاند و در ضمن چنين اظهار ميدارند : « سكنى گزيدن صابىها در سرزمين كلده و بين النهرين ، موجب