سيد علي اكبر قرشي

85

قاموس قرآن ( فارسي )

پدران و اربابان حق ندارند بگويند : ما بغلامان و فرزندان روزى ميدهيم بلكه رازق همه خداست و اينكه روزى آنها بواسطهء بزرگان است اين فضيلتى است براى مولىها و پدران مثلا . بعضىها گفته‌اند اگر مراد آن باشد كه همه در روزى برابراند اين نقض صدر آيه است كه فرموده * ( « وَالله فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ » ) * ولى واسطه بودن آنها در اثبات فضيلت كافى است . بعضى از بزرگان فرموده مراد آنست كه : خدا بعضى را در روزى بر بعضى برترى داده و برتران حاضر نيستند روزى خود را به ديگران بدهند تا همه با هم مساوى باشند و آنها مساوى نيستند بلكه فضيلت در رزق مخصوص بآنهاست آيا نعمت خدا را انكار ميكنند ؟ ! ناگفته نماند فهم اين معنى از آيه بسيار مشكل است مشكلتر از آن فهم * ( « فِيه سَواءٌ » ) * است كه بگوئيم يعنى مساوى نيستند . * ( « وَلَوْ بَسَطَ الله الرِّزْقَ لِعِبادِه لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ وَلكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّه بِعِبادِه خَبِيرٌ بَصِيرٌ » ) * شورى : 27 . در الميزان ميگويد : چون خاصيت وسعت مال تكبر و خود پسندى و طغيان است چنان كه فرموده * ( « إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى » ) * لذا اگر خدا همه را سير ميكرد ستم ميكردند على هذا خدا استحقاق هر شخص را ميداند و رزق را به اندازه نازل مىكند . نگارنده فكر ميكنم مراد آنست كه اگر خداوند به همه روزى را بسط ميكرد همه دارا و غنى ميشدند ، و در اثر رفع احتياج ، امتيازات و قوى و ضعيف بودن از بين ميرفت و مردم در اثر ثروت متجاوز شده و از يكديگر تمكين نميكردند و جوامع بشرى متلاشى ميگرديد . ولى حكمت بالغه اقتضاء مىكند كه بسط در كار نباشد و مردم يكديگر را در كار تسخير كنند چنان كه فرموده * ( « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ » ) *