سيد علي اكبر قرشي

81

قاموس قرآن ( فارسي )

ميخواهيد بشما نزديك شده است . ردف ( بكسر اول ) بمعنى تابع است همچنين است رادفه * ( « يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ » ) * نازعات : 6 و 7 . روزى كه لرزنده ميلرزد در پس آن لرزهء ديگرى كه در رديف آن است ميايد . مردف آنست كه ديگرى را در رديف خود قرار دهد ابو عبيده رادف و مردف را بيك معنى گرفته است ( راغب ) * ( « أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ » ) * انفال : 9 . من شما را يارى ميكنم با هزار نفر ملك كه ملائكهء ديگرى را در رديف و پشت سر خود دارند . ردم : گرفتن شكاف با سنگ ( مفردات ) « ردمت الثلمة : سددتها » و نيز ردم بمعنى سدّ آمده ( صحاح ) * ( « فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْماً » ) * كهف : 95 . با نيرويى به من كمك كنيد تا ميان شما و آنها سدى قرار بدهم . آيه دربارهء سدّ ذو القرنين است كه در « قرن » خواهد آمد انشاء اللَّه . در دعاى 17 صحيفه آمده « و اجعل بيننا و بينه . ردما مصمتا » يعنى ميان ما و شيطان سدّ محكمى قرار ده در نهج البلاغه خطبهء 188 فرموده « و ردم الصّفيح » صفيح بمعنى سنگ عريض است يعنى سدّ سنگ عريض . ردى : هلاكت . تردى : قرار گرفتن در معرض هلاكت . ( مفردات ) . * ( « فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَاتَّبَعَ هَواه فَتَرْدى » ) * طه : 16 . تو را آنكه بقيامت ايمان ندارد و تابع هواى نفس است از قيامت باز ندارد هلاك ميگردى . * ( « قالَ تَا لله إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ » ) * صافات : 56 . گفت به خدا قسم نزديك بود هلاكم كنى . * ( « وَما يُغْنِي عَنْه مالُه إِذا تَرَدَّى » ) * ليل : 11 . يعنى چون در معرض هلاكت قرار گيرد مال وى بى نيازش نميكند مترديه بمعنى ساقط شده و آن حيوانى است كه از بلندى افكنده شود تا بميرد و آن در جاهليت رسم بود كه اسلام آن را ممنوع كرد و در « بحر » گذشت * ( « وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ . . . » ) * مائده : 3 . در نهج البلاغه خطبهء 87 فرموده