سيد علي اكبر قرشي

79

قاموس قرآن ( فارسي )

ردد : ردّ بمعنى بر گرداندن است . خواه بر گرداندن ذات شيىء باشد مثل * ( « وَرَدَّ الله الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ » ) * احزاب : 25 . * ( « فَرَدَدْناه إِلى أُمِّه كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها » ) * قصص : 13 . و خواه بر گرداندن حالت باشد نحو * ( « ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ » ) * تين : 5 . و مثل * ( « يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ كافِرِينَ » ) * آل عمران : 100 . تردّد يعنى رفت و آمد پى در پى ( مجمع ) مراد از آن گاهى تحير در كار است * ( « وَارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ » ) * توبه : 45 . يعنى قلوبشان مضطرب گرديد و در اضطرابشان متحير و سر گردانند . ارتداد يعنى بر گشتن . * ( « لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ » ) * مائده : 21 . به عقب و حالت اوليّه بر نگرديد از زيانكاران ميشويد . همچنين است ارتداد معروف كه بر گشتن از دين است نحو * ( « وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه فَيَمُتْ وَهُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ » ) * بقره : 217 . مرّد مصدر ميمى است بمعنى بر گرداندن ( صحاح - اقرب ) ولى در قرآن لازم نيز آمده است نحو * ( « وَأَنَّ مَرَدَّنا إِلَى الله » ) * غافر : 43 . راستى باز گشت ما بسوى خداست . در آياتى نظير * ( « وَإِذا أَرادَ الله بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا - مَرَدَّ لَه » ) * رعد : 11 . ممكن بمعنى باز گشت و يا باز گرداندن باشد . مردود اسم مفعول است يعنى باز گشت شده * ( « وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ » ) * هود : 76 . * ( « جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ وَقالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه . . . » ابراهيم : 9 . دربارهء مرجع ضمير « ايديهم و افواههم » چند قول هست به نظر ميايد كه هر دو راجع به « رسل » است يعنى مردم دست پيامبران را بدهانشان بر گرداندند يعنى بگفتهء آنها بى اعتنا شدند گفتن آنها با نگفتن يكسان شد همچنين است اگر ضمير اوّلى بمردم و دوّمى برسل بر گردد ، پس از نظر فوق ديديم الميزان نيز هر دو ضمير را به رسل بر گردانده و گويد : آن كنايه است از اينكه