سيد علي اكبر قرشي

75

قاموس قرآن ( فارسي )

45 . * ( « أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً وَما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً » ) * مريم : 91 و 92 . ملاحظه مىشود كه اين موارد محل رحمت نيستند بلكه محل عذاب و اقتدار و كفراند . * ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ) * طه : 5 . * ( « وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ . . . » ) * طه 90 * ( « وَخَشَعَتِ الأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ » ) * طه : 108 * ( « الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ وَكانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً » ) * فرقان : 26 . * ( « وَعِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْناً » ) * فرقان : 63 . * ( « وَقالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ » ) * زخرف : 20 * ( « ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ » ) * ملك : 3 . * ( « لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ » ) * نباء : 38 ، ملاحظهء اين آيات و غيره شكى نميگذارد در اينكه رحمن با اللَّه مساوى است و همچون اوصاف ديگر خدا نميباشد كه بيك معنى خاصّ دلالت داشته باشد . اين سخن مؤيد آنست كه رحمن مثل اللَّه از نامهاى خداست و وصف نيست و از رحمت مشتق نميباشد و عربى نيست بلكه دخيل است . و در غير لغت عربى بمعنى اللَّه و خدا و « گاد » انگليسى مىباشد . طريحى در مجمع البحرين مادهء رهم سخنى از حضرت نوح نقل كرده كه وقت نشستن كشتى گفت « رهمان اتقن » و گويد : معنايش آنست پروردگارا احسان كن . اين جمله مىرساند كه رهمان در لغت نوح همان رحمن عربى است و بمعنى اللَّه مىباشد . طبرسى رحمه اللَّه گويد : از ثعلب حكايت شده كه رحمن عربى نيست و از لغات ديگر است و با آيهء * ( « قالُوا وَمَا الرَّحْمنُ » ) * كه كفار مكه آن را انكار ميكردند استدلال كرده ولى طبرسى آن را قبول نميكند و ميگويد : اين لفظ در نزد عرب مشهور و در اشعار آنها موجود است شنفرى گفته الا ضربت تلك الفتاة هجينها الا قضب الرحمن ربى يمينها و سلامة بن جندل گفته است : و ما يشاء الرحمن يعقد و يطلق