سيد علي اكبر قرشي

62

قاموس قرآن ( فارسي )

چيزى اميد داريد كه آنها ندارند . * ( « فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ » ) * يونس : 11 . اميدوارى لقاء اللَّه آنست كه منتظر آن باشيم و براى آن كار كنيم آنكه اين انتظار و اميد را ندارد نسبت بدان بى اعتنا است و كار نميكند و اين تعبير عبارت اخراى بى عقيده بودن بمعاد است كه در بسيارى از آيات آمده است . * ( « وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً » ) * نور : 60 . يعنى اميدى بنكاح ندارند كه ميدانند كسى به تزويج آنها رغبت نميكند . خودشان نيز آنحال ندارند . رجاء و رجو را گاهى خوف گفته‌اند در صحاح آمده : گاهى رجاء و رجو بمعنى خوف آيد . در قاموس و اقرب نيز به آن تصريح شده طبرسى نيز در بعضى جاها آن را گفته است راغب گويد علت اين آنست كه خوف و رجا متلازماند ، در آيهء * ( « بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً » ) * فرقان : 40 . طبرسى فرموده : بلكه از معاد مىترسند در آيهء * ( « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا الله وَالْيَوْمَ الآخِرَ . . . » ) * احزاب : 21 . خوف و اميد هر دو گفته شده است . * ( « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً » ) * نوح : 13 . طبرسى در ذيل اين آيه فرموده : رجاء بمعنى خوف است و شعر ابى ذويب را شاهد آورده كه گويد : اذا لسعته النحل لم يرج لسعها و خالفها فى بيت نوب عواسل يعنى چون زنبور عسل او را بگزد از گزيدن آن نميترسد و بار ديگر براى عسل گرفتن بخانهء زنبور آيد . نوب نوعى از زنبور عسل است و عواسل عسل گيرنده هاست . راغب نيز اين شعر را نقل كرده و بجاى عواسل عوامل گفته . زمخشرى آن را در ذيل آيهء * ( « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ الله » ) * عنكبوت : 5 . شاهد نقل مىكند كه گويند : رجاء بمعنى خوف است . آيهء گذشته را طبرسى اينطور معنى كرده : چرا از عظمت خدا نميترسيد ؟