سيد علي اكبر قرشي

359

قاموس قرآن ( فارسي )

تدبير و ادارهء امور عالم است چنان كه * ( « يُدَبِّرُ الأَمْرَ » ) * آن را توضيح ميدهد . و چون با « الى » متعدى گردد معنى توجه و قصد و رو كردن ميدهد در اقرب آمده : گويند هر كه از كارى فارغ شد و كار ديگرى قصد كرد گفته مىشود « استوى له و اليه » * ( « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ » ) * بقره : 29 . * ( « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ » ) * فصلت : 11 . استوى در هر دو بمعنى توجه و قصد است گاهى بمعنى اعتدال و استقرار است مثل * ( « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّه وَاسْتَوى آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً » ) * قصص : 14 . چون موسى قوى شد و در زندگى استقرار يافت به او درك و علم داديم * ( « ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى . وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلى » ) * نجم : 6 و 7 . ظاهرا مراد از استوى معتدل شدن جبرئيل و آمدن به صورت انسان متوسط است . يعنى او نيرومند است پس معتدل شد در حالى كه در ناحيهء بالاتر بود . سوى : * ( « لا نُخْلِفُه نَحْنُ وَلا أَنْتَ مَكاناً سُوىً » ) * طه : 58 . سوى بكسر و ضم سين خوانده شده و معنى آن عدل و وسط است « مكانا » ظاهرا ظرف است و سوى صفت مكان يعنى ميان ما و شما وقتى معين كن در مكانى را كه مسافت آن بهر دو طرف مساوى است و شايد مكان هموار و مستوى الاطراف مراد باشد . راغب گويد سوى ( بضمّ و كسر ) و سواء بمعنى وسط است . . . و آن وصف و ظرف به كار رود ، اصلش مصدر است . سَوِيّ : آنست كه از افراط و تفريط در اندازه و كيفيت ، بدور باشد ( راغب ) و آن با تمام و راست و مستقيم يكى است * ( « فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ » ) * طه : 135 . يعنى راه راست . * ( « قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا » ) * مريم : 10 . سويّا حال است از فاعل تكلَّم يعنى نشانهء تو آنست كه سه شب نتوانى با مردم سخن گوئى حال آنكه سالم و صحيح هستى . * ( « يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * ملك : 22 . سالم از لغزش راه