سيد علي اكبر قرشي

354

قاموس قرآن ( فارسي )

مال آنها بود نه از قوم نوح و اللَّه العالم . بت سواع متعلق بهذيل بن مدركه بوده محل اين بت رهاط از سرزمين ينبع از قراء مدينه بود و خدّام آن بنو لحيان بودند ، پس از غلبهء اسلام پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله عمرو بن عاص را براى شكستن آن بت اعزام فرمود . بت سواع به صورت زنى پرداخته شده بود ( فرهنگ قصص قرآن ) در الاصنام محل آن را رهاط و خدّام آن را بنو لحيان گفته و گويد متعلق بهذيل بود . سوغ : فرو رفتن از حلق به آسانى راغب گويد « ساغ الشراب فى الحلق : سهل انحداره » * ( « هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُه وَهذا مِلْحٌ أُجاجٌ » ) * فاطر : 12 . اين گوارا و شيرين و خوش نوش است و اين شور ، تلخ . إساغة فرو بردن از حلق * ( « يَتَجَرَّعُه وَلا يَكادُ يُسِيغُه » ) * ابراهيم : 17 . جرعه جرعه مىخورد آن را و نتواند فرو برد . سوف : حرف استقبال است كه افعال مضارع را از حال بودن خارج كرده و باستقبال مخصوص مىكند ، چهل و دو بار در قرآن مجيد آمده است * ( « وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيه ناراً » ) * نساء : 30 . ابن هشام در معنى آن را مرادف سين دانسته و ميان آن دو فرقى قائل نيست ولى ديگران گفته‌اند : زمان استقبال در آن از سين اطول است . در اقرب گويد : اكثرا در تهديد آيد و گاهى در وعدهء نيكو مثل * ( « وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » ) * ضحى : 5 . ولى با مراجعه به قرآن خواهيم ديد در وعدهء نيكوهم بسيار آمده گرچه اكثرا در تهديد به كار رفته است . زمخشرى ذيل آيه * ( « سَيَرْحَمُهُمُ الله » ) * توبه : 71 . تصريح مىكند كه سوف در آيهء * ( « وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) * - . . . * ( سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ » ) * مفيد تاكيد است طبرسى ( ه ) در جوامع الجامع آن را قبول كرده است على هذا سوف مثل سين هم براى استقبال و هم براى تأكيد است . سوق : ( بفتح سين ) راندن . * ( « أَ وَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ إِلَى الأَرْضِ الْجُرُزِ » ) *