سيد علي اكبر قرشي
319
قاموس قرآن ( فارسي )
زمين بودند و آسوده گرفته ميشدند . در قاموس كتاب مقدس ذيل لغت سلوى دربارهء آن گفته : كه سلوى از آفريقا حركت كرده و از خليج عقبه و سوئز گذشته وارد شبه جزيرهء سينا مىشود . و از كثرت خستگى كه در بين راه ديده به آسانى با دست گرفته مىشود و در وقت پرواز غالبا نزديك زمين باشد چنان كه در تورات است كه قريب به دو ذراع از روى زمين بالا بودند . ميگويد : در جزيرهء كابرى در يك فصل شانزده هزار از آنها صيد شد و در محلى ديگر در يكروز صد هزار صيد گرديد . بعضى از سياحان گويند كه آنها جماعت سلوى را ديدهاند كه مثل ابر روى هوا را گرفته بود . و نيز در تورات راجع به « منّ » سخن رفته كه مىشود آن را در سفر خروج باب 16 بند 4 و 15 و 32 و 33 مشاهده كرد ولى تورات آن را نان آسمانى گفته است . ناگفته نماند : در سفر اعداد باب 11 بند 33 گفته : گوشت هنوز در ميان دندان ايشان بود كه غضب خداوند بر ايشان افروخته شده خداوند قوم را ببلائى بسيار سخت گرفتار ساخت . . . قومى را كه شهوت پرست شدند در آنجا دفن كردند . از اين سخن مىشود پى برد كه چرا ذيل آيات بقره و اعراف بعد از جريان منّ و سلوى چنين آمده * ( « وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » ) * و در سورهء طه آمده * ( « وَلا تَطْغَوْا فِيه فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي . . . » ) * به نظر ميايد كه در گرفتن و خوردن آن طغيان و تعدّى كردهاند . سمد : سمود را لهو و سر بر داشتن از روى تكبّر گفتهاند . در صحاح آمده « سمد سمودا : رفع رأسه تكبّرا . . . و السّامد : اللَّاهى » راغب مشغول شونده كه سر بالا دارد . گفته است . * ( « وَتَضْحَكُونَ وَلا تَبْكُونَ . وَأَنْتُمْ سامِدُونَ » ) * نجم : 60 و 61 . مىخنديد و گريه نميكنيد و شما متكبريد يا غافليد