سيد علي اكبر قرشي

311

قاموس قرآن ( فارسي )

2 - جريان آمدن تخت ملكهء سباء از فاصلهء دور پيش سليمان . در « روح » زير عنوان « باد در طاعت سليمان بود » توضيحى دربارهء آن داده شد . آن علم نكره و مرموز كه آصف وزير سليمان دارا بود دانسته نيست . ولى ميتوان گفت كه خدا به او چنان ارادهء قوى داده بود كه توانست با ارادهء خود كار خدائى كند البته با اراده و اذن خدا و در همان جا قضيهء حضرت جواد عليه السّلام را نقل كرديم كه نظير كار آصف بن برخيا بود . و شايد در آينده بشر بنيروى علم ، پرده از اسرار آن بر دارد . در اصول كافى كتاب الحجة باب آنچه بائمه از اسم اعظم داده شده سه روايت نقل شده از جمله جابر از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند : اسم اعظم خداوند بر هفتاد و سه حرف است . در نزد آصف فقط يكحرف بود آن را بر زبان آورد ، زمين ما بين او و تخت بلقيس فرو رفت تا تخت را با دستش گرفت سپس زمين در كمتر از يك چشم بهم زدن به حالت اول برگشت . و ما امامان هفتاد دو حرف از آن نزد ماست و يك حرف ديگر ( كه كسى به آن راه ندارد ) در نزد خداست و آن مخصوص خداوند است در علم غيب كه پيش اوست و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم . از بعضى آيات و روايات روشن مىشود كه در روز قيامت قسمتى يا همهء افعال اهل بهشت با اراده خواهد بود نه با ابزار ، شايد انشاء اللَّه اين مطلب را در « قيامة » توضيح بدهيم . 3 - سليمان كاخ آئينه بند داشته است * ( « قالَ إِنَّه صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ » ) * و اگر جملهء * ( « وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَكُنَّا مُسْلِمِينَ » ) * كلام ملكه باشد به نظر ميدهد كه او پيش از آن قضيه بقدرت و پيامبرى سليمان دانا بوده و اسلام آورده بود ولى در عبادت آفتاب از از قوم خود كنار نميشد ، لشكر كشى سليمان براى وى توفيق جبرى شد و شايد مرادش از * ( « ظَلَمْتُ نَفْسِي » ) * همان باشد كه دانسته از قوم خويش تبعيّت