سيد علي اكبر قرشي

308

قاموس قرآن ( فارسي )

بلانه هاى خود داخل شويد تا سليمان و سپاهيانش بدون توجه شما را پايمال نسازند . اين سخن مىرساند كه مورچگان سخن گفتن دارند . و مخابرات دارند كه در اندك زمانى فرمان حكمران به همه ميرسد و شگفتتر از همه آنكه مورچگان مردم را با اسم و رسم مىشناسند كه گفت : تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند . سليمان از سخن مورچه تبسّم و تعجّب كرد و گفت : خدايا نصيبم كن شكر اين نعمت را كه به من و پدر و مادرم داده‌اى بجا آورم و كاريكه مورد رضاى تو است انجام دهم و مرا در زمرهء بندگان نيكوكار خود در آور . نميدانيم سليمان سخن مورچه را چطور فهميد ولى آيه صريح است در اينكه متوجه فرمان او شد . جملهء * ( « وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » ) * دربارهء لشكريان صحيح است ولى دربارهء سليمان صحيح نيست زيرا كه سليمان مورچگان را دانسته پايمال نميكرد ممكن است آن از باب تغليب باشد و يا مورچه آنمقام را در سليمان نميدانسته است . معنى آيات چنين است : براى سليمان لشكريانش از جن و انس و پرندگان جمع شدند و آنها از پراكندگى منع ميگرديدند . تا بر وادى نمل آمدند مورچه‌اى گفت : اى مورچگان بلانه هاى خود داخل شويد . . . قصهء هدهد و سباء اين قصه دنبالهء جريان وادى نمل است كه در سورهء نمل از آيهء 20 تا 43 بيان شده است « سليمان جوياى مرغان شد و گفت : چرا شانه بسر را نمىبينم مگر او غائب است . وى را عذاب ميكنم عذابى سخت ، يا سرش را مىبرم مگر آنكه دليل روشنى دربارهء غيبت خود بياورد . كمى بعد هدهد بيامد و گفت : چيزى ديده‌ام كه نديده‌اى و از قوم سباء برايت خبر درست آورده‌ام . زنى بديدم كه بر آنها سلطنت مىكند . و همه چيز دارد و از جمله او را تخت بزرگى هست . او و قومش را ديدم كه سواى خدا بآفتاب