سيد علي اكبر قرشي

303

قاموس قرآن ( فارسي )

در بيشتر موارد توأم با عمل و يا عين عمل است . در آيهء * ( « وَما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَتَسْلِيماً » ) * احزاب : 22 . بهر دو از ايمان و اسلام توجّه شده يعنى : آن پيش آمد هم تصديق و اطمينان قلبى و هم انقيادشانرا در مقابل فرمان حق افزود . اگر گوئى : اكنون كه اسلام ناشى از ايمان است پس چرا در آيه * ( « إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِماتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ ) * . . . * ( أَعَدَّ الله لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً » ) * احزاب : 35 . و آيه * ( « عَسى رَبُّه إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَه أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ ، مُؤْمِناتٍ ، قانِتاتٍ ، تائِباتٍ ، عابِداتٍ ، سائِحاتٍ ، ثَيِّباتٍ وَأَبْكاراً » ) * تحريم : 5 . مسلمات از مؤمنات پيش افتاده است و لازم بود كه مؤمنات پيش آيد كه ايمان نسبت باسلام در حكم مقدمه است ؟ گوئيم : به نظر ميايد كه اين از اهميت اسلام باشد چون ايمان بدون اسلام و انقياد فائده‌اى ندارد مگر در بعضى موارد كه بانقياد و عمل اصلا مجالى نباشد . به نظر من در تمام آياتيكه * ( « آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * آمده ، * ( « آمَنُوا » ) * مبيّن ايمان و تصديق قلبى و * ( « عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * مبيّن اسلام و انقياد است كه انقياد را اگر عين عمل هم ندانيم از عمل قابل انفكاك نيست . و آنها همه در جاى « آمنوا و اسلموا » هستند و اين هر دو مقام عبوديّت و بندگى را مجسّم ميكنند . اين فرق كه دربارهء ايمان و اسلام گفته شد . راجع باصل لغت و بعضى از موارد قرآن بود ولى در بسيارى از آيات ايمان بمعنى اسلام و اسلام بمعنى هر دو به كار رفته است . مثل * ( « فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَقَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ » ) * مؤمنون : 47 . مراد از ايمان در آيه ظاهرا تسليم است يعنى آيا به دو نفر كه مثل ما بشراند تسليم و مطيع شويم حال آنكه قومشان نو كران مااند ، و غرض آن نيست كه حاضر نيستيم دربارهء معجزات آن دو فكر كنيم تا ايمان بياوريم . همچنين است در