سيد علي اكبر قرشي

299

قاموس قرآن ( فارسي )

واقعة : 90 و 91 . ممكن است مراد از اين سلام همان باشد كه دربارهء اهل بهشت آمده * ( « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً إِلَّا سَلاماً . . . » ) * مريم : 62 . ولى * ( « سَلاماً سَلاماً » ) * در سورهء واقعة راجع بمقربين است معنى آيه چنين مىشود : اما اگر شخص متوفى از اصحاب يمين باشد سلام آنها مخصوص تو است و شايد « لك » خطاب به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بوده باشد . * ( « هُوَ الله الَّذِي لا إِله إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ . . . » ) * حشر : 23 . سلام از اسماء حسنى است راغب گويد : گفته‌اند علَّت توصيف خداوند بسلام آنست كه عيوب و آفات بحضرتش راه ندارد چنان كه بخلائق ميرسد . در اين صورت سلام بمعنى سالم است طبرسى گويد : سلام يعنى آنكه بندگان از ظلمش سالماند و گفته‌اند : آن بمعنى سالم از هر نقص و عيب و آفت است . صدوق در توحيد آن را سلامت دهنده . و سالم از هر عيب گفته است . ابن اثير نيز مثل راغب گفته و بيضاوى آن را اختيار كرده است . در اقرب نيز چنين است . در جوامع الجامع و كشّاف نيز سلامت دهنده يا سالم از هر عيب ذكر شده . الميزان آن را تقريبا بى آزار معنى كرده گويد : سلام كسى است كه با تو بسلامت و عافيت ملاقات كند بدون شرّ و ضرر . خلاصه آنكه : معنى سلام يا سلامت دهنده و يا سالم از هر عيب است . و در صورت اول از صفات فعل و در صورت دوم از صفات جلال است و آن در اصل مصدر است و از باب مبالغه وصف حق تعالى آمده . اقرب الموارد عقيده دارد كه در اسماء اللَّه جز سلام مصدر نيامده است . سلم ( بر وزن علم ) اخفش آن را صلح گفته هكذا سلم ( بر وزن فلس و فرس ) ابو عبيده گويد : سلم و اسلام هر دو يكى است و سلم در جاى ديگر بمعنى مسالمت و صلح است ( مجمع ) * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً . . . » ) * بقره : 208 . آن را در آيه بفتح