سيد علي اكبر قرشي
284
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَباؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ الله وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ . . . » ) * بقره : 61 . بار دوم در آيهء 112 آل عمران آمده * ( « ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ الله وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَباؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ الله وَيَقْتُلُونَ الأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ . . . » ) * در هر دو آيه مقرّر شدن ذلَّت و مسكنت و قرين شدن با غضب خدا ذكر شده و علَّت آن بدبختىها ، كفر بآيات حق و قتل پيامبران است . اين دو آيه با هم تفاوتى ندارند مگر در استثناء * ( « إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ الله وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ » ) * كه در « حبل » مشروحا گفته شد . مسكنت را ابن اثير و طبرسى فقر قلبى گفتهاند . بهر حال آن از سكون است و آن درماندگى بخصوصى است كه از ذلَّت و خوارى ناشى مىشود و شخص پيش خود شرمنده مىشود و اينكه بيضاوى در تفسير آيهء دوم گفته : يهود در بيشتر اوقات فقراء و مساكيناند درست نيست گرچه سخنش در آيه اوّل وسيعتر از دوّم است . زيرا مسكنت فقر نيست . المنار در فرق ما بين ذلَّت و مسكنت گويد : مسكنت حالتى است در شخص كه از خود حقير شمردن ناشى است بطوريكه براى خود حقى قائل نيست . و ذلَّت حالتى است كه منشاء آن ممنوعيت از حق خويش است و منشاء و سبب ذلَّت ديگراناند نه خود شخص . بهر حال در نتيجهء كفر بآيات خدا و قتل پيامبران خوارى و ذلَّت بر يهود مقرّر و زده شد . مردم آنها را خوار و ذليل دانستند . خود نيز در پيش خود مسكين و درمانده شدند و رفع آن بحبل من اللَّه و حبل من الناس بسته است . بطوريكه هر شخص ستمكار در نظر ديگران خوار و در پيش خودش شرمنده است و اگر بسوى خدا باز گردد و مردم در وى توبه احساس كنند هر دو رفع مىشود آيه نميگويد چنين شدند بلكه ميگويد : رفع ذلَّت