سيد علي اكبر قرشي
258
قاموس قرآن ( فارسي )
به خوردن و آشاميدن اجازه داده و از تعدى در آن دو نهى مىكند . * ( وَلا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَبِداراً أَنْ يَكْبَرُوا . . . ) * نساء : 6 . مال يتيمان را باسراف و عجله نخوريد كه مبادا بزرگ شوند و مانع گردند قيد اسرافا ظاهرا براى ذيل آيه است كه فرموده « هر كه فقير باشد بطور متعارف از اموال آنها بخورد » . * ( وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ) * فرقان : 67 . صريح آيه آنست كه در انفاق بايد ميانه روى كرد و ايضا ظاهرا مراد از آن انفاق از براى خود و غير خود است اين آيه نظير * ( وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ . . . ) * اسراء : 29 . سرق : دزدى . * ( قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَه مِنْ قَبْلُ . . . ) * يوسف : 77 . عيّاشى در تفسير خود از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرده : حضرت اسحق را كمر بندى بود كه پيامبران و بزرگان آن را از يكديگر به ارث مىبردند . و آن در نزد عمّهء يوسف بود . يوسف نيز در منزل او بسر ميبرد و عمّه اش وى را بغايت دوست ميداشت . يعقوب سفارش كرد كه يوسف را پيش من فرست بعد به تو بر ميگردانم . عمّه اش سفارش كرد كه امشب نزد من باشد تا او را ببويم فردا صبح ميفرستم . وقت صبح كمربند مذكور را بكمر يوسف بست و پيراهنى بر او پوشاند و پيش يعقوب فرستاد و آنگاه ادعا كرد كه يوسف كمربند را دزديده است و آن در كمر يوسف پيدا شد و قانون آنزمان چنان بود كه دزد را به صاحب سرقت ميدادند لذا عمّه اش او را پس گرفت و در نزد او ماند . اين روايت در تفسير صافى نيز نقل شده است در حاشيهء تفسير عياشى از برهان و بحار و علل الشرايع و عيون اخبار الرضا نيز نقل شده و در مجمع از ديگران نقل كرده و گويد : از امامان ما نيز چنين نقل شده است . خلاصه : غرض از گفتار فرزندان يعقوب كه گفتند برادرش نيز قبل از او