سيد علي اكبر قرشي

245

قاموس قرآن ( فارسي )

حديث 6 از هشام بن حكم روايت كرده كه زنديقى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : آيا براى خدا رضا و سخط هست ؟ فرمود : آرى و ليكن نه مثل مخلوق زيرا كه رضا در مخلوق حالتى است به او دست ميدهد و او را از حالى بحالى وارد مىكند و مخلوق مركَّب و تو خالى است اشياء را در او مدخلى است ولى اشياء را در خالق مدخلى نيست كه او واحد واحدى الذّات و واحدى المعنى است . پس رضاى او همان ثواب او و سخط او عذاب اوست بى آنكه چيزى بوجود او عارض شده و او را تهييج و از حالى بحالى وارد كند كه اين صفات مخلوق عاجز و محتاج است . عبارت روايت چنين است « قال له : فله رضا و سخط فقال ابو عبد اللَّه عليه السّلام : نعم و لكن ليس ذلك على ما يوجد من المخلوقين و ذلك انّ الرّضا حال تدخل عليه فتنقله من حال الى حال لانّ المخلوق اجوف معتمل مركَّب ، للاشياء فيه مدخل و خالقنا لا مدخل للاشياء فيه لانّه واحد واحدىّ الذّات واحدى المعنى ، فرضاه ثوابه و سخطه عقابه من غير شىء يتداخله فيهيجه و ينقله من حال الى حال لانّ ذلك من صفة المخلوقين العاجزين المحتاجين » . اين حديث و چند حديث ديگر را صدوق در كتاب توحيد باب 26 نقل كرده و مضمون همهء آنها اين است كه غضب و سخط خدا عذاب اوست و رضاى خدا همان ثواب خداست و در خدا تغيير حال نيست . ناگفته نماند سخط را صحاح و قاموس و اقرب غضب مطلق گفته‌اند ولى راغب در آن شدّت را قيد كرده است . سد : بستن و اصلاح كردن . در قاموس گفته « سدّ الثلمة : اصلحها و وثّقها » يعنى شكاف را گرفت . سدّ بضم و فتح اوّل بمعنى بند و حايل ميان دو چيز است در مفردات و اقرب