سيد علي اكبر قرشي
235
قاموس قرآن ( فارسي )
براى بيان باشد . سجن : زندان . * ( « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْه . . . » ) * يوسف : 33 . * ( « لأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ » ) * شعراء : 29 . سجن ( بفتح س ) مصدر است بمعنى منع از تصرف و زندانى كردن . گوئى معناى اصلى آن منع است و زندان را بدان سبب سجن گفتهاند در اقرب آمده « و اللَّه ما اسجن عنه لسانى الا اذا كسانى » به خدا زبانم را از او منع نميكنم تا لباسم بپوشاند . سجيّن : * ( « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ . وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ . ) * * ( كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * مطففين : 7 - 9 از اين سه آيه بدست ميايد كه سجّين هم ظرف كتاب فاجران و هم كتاب مرقومى است اين سخن بنا بر تجسم عمل چنين است : اعمال گناهكاران مجسّم شده در محلى قرار ميگيرد و سجّين از آن اعمال تشكيل مىشود و لذا مىشود گفت كه سجّين همان جهنم است و چون اعمال خود سجنى براى مجرمين است بدين جهت سجّين ناميده شده و زيادت حروف در آن روشن كنندهء شدت زندان است چنان كه گفتهاند . مقابل سجّين عليّين است كه فرموده * ( « كَلَّا إِنَّ كِتابَ الأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ . وَما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ . كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * مطففين : 18 - 20 . سجو : * ( « وَالضُّحى . وَاللَّيْلِ إِذا سَجى » ) * ضحى : 1 و 2 . سجو را سكون گفتهاند « سجى سجوا : سكن و دام » در نهج البلاغه خطبهء 161 آمده « فى ليل داج و لا غسق ساج » يعنى در شب تار و در ظلمت ساكن و آرام . معنى آيه : قسم بروشنى روز و قسم بشب آنگاه كه آرام شود اين آيه نظير * ( « وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ » ) * تكوير : 17 . * ( « وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشى » ) * ليل : 1 . است در اول شب نور با ظلمت بهم آميخته است و چون مقدارى از شب گذشت تاريكى مطلق است كه گوئى ظلمت ساكن شده و آرام گرفته است . طبرسى و زمخشرى و راغب نيز آن را سكون گفتهاند . سحب : كشيدن . مثل كشاندن دامن